Nedstat Basic - Free web site statistics

شنبه، 5 اردىبهشت، 1383 چارلي چاپلين يکي از نوابغ مسلم سينماست . او در زماني که در اوج موفقيت بود با اونااونيل ازدواج کرد و از او صاحب 7 يا 8 بچه شد ولي فقط يکي از اين بچه ها که جرالدين نام دارد استعدادبازيگري را از پدرش به ارث برده و چند سالي است که در دنياي سينما مشغول فعاليت است و اتفاقا او هم مثل پدرش به شهرت و افتخار زيادي رسيده و در محافل هنري روي او حساب مي کنند . چند سال پيش وقتي جرالدين تازه مي خواست وارد عالم هنر شود ، چارلي براي او نامه اي نوشت که در شمار زيبا ترين و شور انگيزترين نامه هاي دنيا قرار دارد و بدون شک هر خواننده يا شنونده اي را به تفکر وادار مي کند. ژرالدين دخترم: اينجا شب است? يک شب نوئل. در قلعه کوچک من همه سپاهيان بي سلاح خفته اند. نه برادر و نه خواهر تو و حتي مادرت ، بزحمت توانستم بي اينکه اين پرندگان خفته را بيدار کنم ، خودم را به اين اتاق کوچک نيمه روشن? به اين اتاق انتظار پيش از مرگ برسانم . من از توليسدورم، خيلي دور...... اما چشمانم کور باد ،اگر يک لحظه تصوير تو را از چشمان من دور کنند. تصوير تو آنجا روي ميز هست . تصوير تو اينجا روي قلب من نيز هست. اما تو کجايي؟ آنجا در پاريس افسونگر بر روي آن صحنه پر شکوه "شانزليزه" ميرقصي . اين را ميدانم و چنانست که گويي در اين سکوت شبانگاهي ? آهنگ قدمهايت را مي شنوم و در اين ظلمات زمستاني? برق ستارگان چشمانت را مي بينم. شنيده ام نقش تو در نمايش پر نور و پر شکوه نقش آن شاهدخت ايراني است که اسير خان تاتار شده است. شاهزاده خانم باش و برقص. ستاره باش و بدرخش .اما اگر قهقهه تحسين آميز تماشاگران و عطر مستي گلهايي که برايت فرستاده اند تو را فرصت هشياري داد? در گوشه اي بنشين ? نامه ام را بخوان و به صداي پدرت گوش فرا دار . من پدر تو هستم? ژرالدين من چارلي چاپلين هستم . وقتي بچه بودي? شبهاي دراز به بالينت نشستم و برايت قصه ها گفتم . قصه زيباي خفته در جنگل ?قصه اژدهاي بيدار در صحرا? خواب که به چشمان پيرم مي آمد? طعنه اش مي زدم و مي گفتمش برو . من در روياي دختر خفته ام . رويا مي ديدم ژرالدين? رويا....... روياي فرداي تو ، روياي امروز تو، دختري مي ديدم به روي صحنه? فرشته اي مي ديدم به روي آسمان? که مي رقصيد و مي شنيدم تماشاگران را که مي گفتند: " دختره را مي بيني؟ اين دختر همان دلقک پيره . اسمش يادته؟ چارلي " . آره من چارلي هستم . من دلقک پيري بيش نيستم. امروز نوبت تو است. برقص من با آن شلوار گشاد پاره پاره رقصيدم ? و تو در جامه حرير شاهزادگان مي رقصي . اين رقص ها ? و بيشتر از آن ? صداي کف زدنهاي تماشاگران ? گاه تو را به آسمان ها خواهد برد. برو . آنجا برو اما گاهي نيز بروي زمين بيا ? و زندگي مردمان را تماشا کن. زندگي آن رقاصگان دوره گرد کوچه هاي تاريک را ? که با شکم گرسنه ميرقصند و با پاهايي که از بينوايي مي لرزد . من يکي ازاينان بودم ژرالدين ? و در آن شبها ? در آن شبهاي افسانه اي کودکي هاي تو ، که تو با لالايي قصه هاي من ? به خواب ميرفتي? و من باز بيدار مي ماندم در چهره تو مي نگريستم، ضربانقلبت را مي شمردم، و از خود مي پرسيدم: چارلي آيا اين بچه گربه، هرگز تو را خواهد شناخت؟ ............. تو مرا نمي شناسي ژرالدين . در آن شبهايدور? بس قصه ها با تو گفتم ? اما قصه خود را هرگز نگفتم . اين داستاني شنيدني است‌: داستان آن دلقک گرسنه اي که در پست ترين محلات لندن آواز مي خواند و مي رقصيد و صدقه جمع مي کرد .اين داستان من است . من طعم گرسنگي را چشيده ام . من درد بي خانماني را چشيده ام . و از اينها بيشتر ? من رنج آن دلقک دوره گرد را که اقيانوسي از غرور در دلش موج مي زند ? اما سکه صدقه رهگذر خودخواهي آن را مي خشکاند ? احساس کرده ام. با اينهمه من زنده ام و از زندگان پيش از آنکه بميرند نبايد حرفي زد . داستان من به کار تو نمي آيد ? از تو حرف بزنيم . به دنبال تو نام من است:چاپلين . با همين نام چهل سال بيشتر مردم روي زمين را خنداندم و بيشتر از آنچه آنان خنديدند ? خود گريستم . ژرالدين در دنيايي که تو زندگي مي کني ? تنها رقص و موسيقي نيست . نيمه شب هنگامي که از سالن پر شکوه تأتر بيرون ميايي ? آنتحسين کنندگان ثروتمند را يکسره فراموش کن ? اما حال آن راننده تاکسي را که ترا به منزل مي رساند ? بپرس ? حال زنش را هم بپرس.... و اگر آبستن بود و پولي براي خريدن لباس بچه اش نداشت ? چک بکش و پنهاني توي جيب شوهرش بگذار . به نماينده خودم در بانک پاريس دستور داده ام ? فقط اين نوع خرجهاي تو را? بي چون و چرا قبول کند . اما براي خرجهاي ديگرت بايد صورتحساب بفرستي . گاه به گاه ? با اتوبوس ? با مترو شهر را بگرد . مردم را نگاه کن? و دست کم روزي يکبار با خود بگو :" من هم يکي از آنانهستم ." تو يکي از آنها هستي - دخترم ، نه بيشتر ،هنر پيش از آنکه دو بال دور پرواز به آدم بدهد ، اغلب دو پاي او را نيز مي شکند . و وقتي به آنجا رسيدي که يک لحظه ، خود را بر تر از تماشاگرانرقص خويش بداني ، همان لحظه صحنه را ترک کن ، و با اولين تاکسي خود را به حومه پاريس برسان . من آنجا را خوبمي شناسم ، از قرنها پيش آنجا ، گهواره بهاري کوليان بوده است . در آنجا ، رقاصه هايي مثل خودت را خواهي ديد . زيبا تر از تو ، چالاک تر از تو و مغرور تر از تو . آنجا از نور کور کننده ي نورافکن هاي تآتر " شانزليزه " خبري نيست . نور افکن رقاصگان کولي ، تنها نور ماه است نگاه کن ، خوب نگاه کن . آيا بهتر از تو نمي رقصند؟ اعتراف کن دخترم . هميشه کسي هست که بهتر از تو مي رقصد . هميشه کسي هست که بهتر از تو مي زند .و اين را بدان که درخانواده چارلي ، هرگز کسي آنقدر گستاخ نبوده است که به يک کالسکه ران يا يک گداي کنار رود سن ، ناسزايي بدهد . من خواهم مرد و تو خواهي زيست . اميد من آن است که هرگز در فقر زندگي نکني ، همراه اين نامه يک چک سفيد برايت مي فرستم .هر مبلغي که مي خواهي بنويس و بگير . اما هميشه وقتي دو فرانک خرج مي کني ، با خود بگو : " دومين سکه مالمن نيست . اين مال يک فرد گمنام باشد که امشب يک فرانک نياز دارد ." جستجويي لازم نيست . اين نيازمندان گمنام را ? اگر بخواهي ? همه جا خواهي يافت . اگر از پول و سکه با تو حرف مي زنم ? براي آن است که ازنيروي فريب و افسون اين بچه هاي شيطان خوب آگاهم? من زماني دراز در سيرک زيسته ام? و هميشه و هر لحظه? بخاطر بند بازاني که از روي ريسماني بس نازک راه مي روند? نگران بوده ام? اما اين حقيقت را با تو مي گويم دخترم : مردمان بر روي زمين استوار? بيشتر از بند بازان بر روي ريسمان نا استوار ? سقوط مي کنند . شايد که شبي درخشش گرانبهاترين الماس اين جهان تو را فريب دهد . آن شب? اين الماس ? ريسمان نا استوار تو خواهد بود ? و سقوط تو حتمي است . شايد روزي ? چهره زيباي شاهزاده اي تو را گول زند? آن روز تو بند بازي ناشي خواهي بود و بند بازان ناشي ? هميشه سقوطمي کنند . دل به زر و زيور نبند? زيرا بزرگترين الماس اين جهان آفتاب است و خوشبختانه ? اين الماس بر گردن همه مي درخشد ....... .......اما اگر روزي دل به آفتاب چهره مردي بستي ، با او يکدل باش ، به مادرت گفته ام در اين باره برايت نامه اي بنويسد . او عشق را بهتر از من مي شناسد. و او براي تعريف يکدلي ، شايسته تر از من است . کار تو بس دشوار است ، اين را مي دانم . به روي صحنه ، جز تکه اي حرير نازک ، چيزي بدن ترا نمي پوشاند . به خاطر هنر مي توان لخت و عريان به روي صحنه رفت و پوشيده تر و باکره تر بازگشت . اما هيچ چيز و هيچکس ديگر در اين جهان نيست که شايسته آن باشد که دختري ناخن پايش را به خاطر او عريان کند . برهنگي ، بيماري عصر ماست ، و من پيرمردم و شايد که حرفهاي خنده دار مي زنم . اما به گمان من ، تن عريان تو بايد مال کسي باشد که روح عريانش را دوست مي داري . بد نيست اگر انديشه تو در اين باره مال ده سال پيش باشد . مال دوران پوشيدگي . نترس ، اين ده سال ترا پير تر نخواهد کرد..... ¤ نوشته شده در ساعت 17:51 توسط BabuliXe R.A پيام هاي ديگران ( بايگاني شده ) جمعه، 8 اسفند، 1382 مي خوام براتون شعر بنويسم...يکي از شعر هاي شل سيلوراستاين: ¤ نوشته شده در ساعت 17:10 توسط BabuliXe R.A پيام هاي ديگران ( 6 نظر ) جمعه، 8 اسفند، 1382 سلام... من امروز شروع کردم به نوشتن...اما راستش نميدونم چي بنويسم!مسخرست نه؟! ميخوام وبلاگم رو با يک داستان شروع کنم..که اسمش هست بستني. پسر بچه اي وارد يک بستني فروش شد و پشت ميزي نشست .پيشخدمت يک ليوان آب بريش آورد. پسر بچه پرسيد:يک بستني ميوه اي چند است؟ پيشخدمت پاسخ داد ?? سنت. پسر بچه دستش را در جيبش برد و شروع به شمردن کرد.بعد پرسيد يک بستني ساده چند است؟ در همين حال تعدادي مشتري در انتظار ميز خالي بودند .پيشخدمت با عصبانيت پاسخ داد:??سنت. پسر سکه هايش را شمرد و گفت:لطفآ يک بستني ساده. پيشخدمت بستني را آورد و به دنبال کار خود رفت.پسر نيز پس از خوردن بستني پول آنرا به صندوق پرداخت و رفت. وقتي پيشخدمت بازگشت از آنچه ديد شوکه شد..آنجا کنار ظرف خالي ?سکه ? سنتي و ? سکه ? سنتي براي انعام پيشخدمت گذاشته شده بود. نظرتون چيه؟!لطفآ بر داشتتون رو براي من بنويسيد... فعلآ bye ¤ نوشته شده در ساعت 11:56 توسط BabuliXe R.A پيام هاي ديگران ( 2 نظر )سايتهاي ياهتياس پزشكي يكشزپ عن نع طريق و الكس سكلا قرعه هعرق كشي يشك بانك كناب ملي يلم اوضاع رسائل لئاسر حب بح شات تاش البيبسي اجمل لمجا رسائل لئاسر الجوال لاوجلا اخر رخا الاغاني يناغالا كيهان ناهيك ورزشي يشزرو موقع عقوم البيان نايبلا دردشة ةشدرد قلوب آزاد دازآ سازي يزاس خرمشهر بال شاحنات عربسات سازمان نامزاس مديريت تيريدم وبرنامه همانربو ريزي يزير كشور روشك دردشه هشدرد ياعمري يرمعاي اغاني يناغا ميحد دحيم حمد دمح ايران ناريا تاريخ خيرات تيدپآ كردن ندرك رارسأ لعبة ةبعل كيا الاغاني يناغالا اللبنانيه فؤاد داؤف المهندس ارسال لاسرا رسايل لياسر راعشا الحب بحلا بي يب بي يب سي يس فارسي مقال الجنس سنجلا الثالث البوم موبلا صور روص نانسي يسنان عجرم بوت طرب برط شزومآ هك كه كردن ندرك روص سيارات استخدام ةنايص الجوال ءاسنل عربيات تايبرع كتابخانه هناخباتك ي الالعاب باعلالا المسلية ليكو تويوتا اتويوت الجزيرة ةريزجلا الاخبارية ةيرابخالا ديوان ناويد الشعر رعشلا خصوصي سازي جالع مرض ضرم بوابة خلفيات تايفلخ متنوعة سايت تياس خبري برنامج جمانرب يشغل لغشي ألعاب باعلأ على ىلع الجنس قرب مقاله هلاقم مجلة ةلجم النيك كينلا عمل لمع صور روص متحركة نامه همان حضرت ترضح محمد دمحم شرح حرش عن شركت تكرش پارس و الكس كين في يف الطيز منتدي يدتنم ستار راتس تايمز زميات تاقاطب الاغاني بحث ثحب متكامل جمارب الجوال بطاقات تاقاطب شعرية جمارب ألعاب باعلأ فرق قرف الشيعة قيمت تميق بليط أسرار اصول لوصا مديريت شات تاش عربي عن نع مرض ضرم السكري يركسلا ليمحت العاب باعلا كاملة موقع عقوم الغريب بيرغلا برامج جمارب الجزيرة تچ كردن للالعاب نمايشگاه هاگشيامن بين نيب المللي يللملا كتاب باتك تهران تيم ميت ملي اب كير ريك ورة بنات تانب عربيات روص بنات تانب لبنان بطاقات تاقاطب صداقة موقع عقوم اغاني نغمات تامغن عربيه هيبرع النكاح حال لاح كردن ندرك با اب زب انا نكت تكن مضحكة ةكحضم قيمت تميق سيم يوسف إسلام ا محمد دمحم فؤاد داؤف غرائب اغاني يناغا نانسي يسنان عجرم كسورع سازي جمعيت تيعمج شناسي داستان ناتساد هاي ياه سكسي كي سايت شبكات ضرق الحسنه هنسحلا بانك كناب كشاورزي يزرواشك المعادن رياضيات رسومات تاموسر متحركة موقع عقوم المنتديات تايدتنملا شات تاش الذوق قوذلا نياف موقع عقوم رسالة ةلاسر ثحب عن نع تعريف منتديات تايدتنم النيك كينلا هناء عقوم صورة ةروص الصور برنامج جمانرب يشغل لغشي العاب باعلا رسم مقاله هلاقم تاريخ ياهسكع ورزشي آسيبهاي ياهبيسآ ورزشي نيك كين بنات با اب غروب افزار رازفا موبايل ليابوم نوكيا التعرف على سكسي يسكس فارسي فلاش مقاله هلاقم کامپيوتر رتويپماک نمايشگاه افضل لضفا موقع عقوم مواقع عقاوم الشركات سيارات تارايس الأجرة ةرجألا الشعر فى ىف النيك ريواصت سكسي اناشيد ديشانا التخرج صورة ةروص للفنانة ةنانفلل تعريف فيرعت الحوار راوحلا يسراف ساز زاس نوكيا صور روص سكس جنس سيارات تارايس جيب بيج تعبير معنى منتدى ىدتنم عيوني ينويع زب المغنيات رسائل لئاسر جوال لاوج نكت و تاريخ سكس البنات تانبلا نكت تكن على ىلع الماشي عامس اغنية خلاعي نكب تو وت موقع عقوم العاب تقصف فصقت الشعر نصري درست تسرد كردن صور روص بنات تانب عربيات تايبرع سكس رسائل لئاسر الى ىلا الجوال قناة ةانق النادي يدانلا مقاله هلاقم نويسي يسيون موقع عقوم سيارة شركت تكرش هواپيمايي يياميپاوه سامسونج نغمات تامغن إسلامية ةيمالسإ مع عم البنات تاريخ خيرات لبنان نع الاغاني شلات النفسية تدمير ريمدت الجوال دردشة ةشدرد القلوب نوكيا ايكون مدل لدم استماع عامتسا اناشيد صورة ةروص طيز موقع عقوم فناتق اغنية ةينغا ماجد دجام المهندس سدنهملا لفق كردن ندرك ويديف كليب بيلك اغاني العاب باعلا كمبيوتر رتويبمك داوكا المنتديات تايدتنملا المفتوحة مقاله هلاقم توسعه ملي يلم استعدادهاي ياهدادعتسا درخشان بطاقات تاقاطب غنائيه بهينه هنيهب سازي نابز فارسي يسراف كير ريك توكس سكوت تاريخ خيرات ميلادي شركت تكرش ملي يلم گاز زاگ براي يارب باز زاب كردن ةينغا ماجد دجام المهندس سدنهملا كون نوك پسر مواقع عقاوم الفضائيات استخدامي يمادختسا شركت تكرش نفت نكت تكن مصرية موقع عقوم سوكر ركوس محمد دمحم سليم ميلس منتديات تايدتنم سكسية ةيسكس تاريخ خيرات الامم عقوم القلعة ةعلقلا العربي لضفا الاغاني يناغالا منتدى ىدتنم نادي آموزش شزومآ نرم مرن كامل لماك عن فارسي يسراف بي يب سكس در رد منتديات تايدتنم قلعة ةعلق العرب برعلا ارسال لاسرا للجوال لاوجلل للبشرة روص النيك كينلا بحث ثحب متكامل لماكتم ايران ناريا ورزشي يشزرو اغاني يناغا خليجيه عقوم رعودي يدوعر تجارت منتدى ىدتنم القلعة سكس عربى ىبرع صورة ةروص خريطة كوچك كچوك كردن كون نوك نماز اوز تكرش صنعتي يتعنص بانك كناب جهاني تعريف فيرعت الايمان ناميالا الشعر رعشلا العربي يبرعلا الفصيح حيصفلا ديس محمد دمحم نيسح صنعتي يتعنص بحث ثحب عن نع العاب محمد دمحم عبده هدبع يف البنات تانبلا دردشة ةشدرد علي يلع بابا 


إضغط هنا للدخول

شنبه، 5 اردىبهشت، 1383 چارلي چاپلين يکي از نوابغ مسلم سينماست . او در زماني که در اوج موفقيت بود با اونااونيل ازدواج کرد و از او صاحب 7 يا 8 بچه شد ولي فقط يکي از اين بچه ها که جرالدين نام دارد استعدادبازيگري را از پدرش به ارث برده و چند سالي است که در دنياي سينما مشغول فعاليت است و اتفاقا او هم مثل پدرش به شهرت و افتخار زيادي رسيده و در محافل هنري روي او حساب مي کنند . چند سال پيش وقتي جرالدين تازه مي خواست وارد عالم هنر شود ، چارلي براي او نامه اي نوشت که در شمار زيبا ترين و شور انگيزترين نامه هاي دنيا قرار دارد و بدون شک هر خواننده يا شنونده اي را به تفکر وادار مي کند. ژرالدين دخترم: اينجا شب است? يک شب نوئل. در قلعه کوچک من همه سپاهيان بي سلاح خفته اند. نه برادر و نه خواهر تو و حتي مادرت ، بزحمت توانستم بي اينکه اين پرندگان خفته را بيدار کنم ، خودم را به اين اتاق کوچک نيمه روشن? به اين اتاق انتظار پيش از مرگ برسانم . من از توليسدورم، خيلي دور...... اما چشمانم کور باد ،اگر يک لحظه تصوير تو را از چشمان من دور کنند. تصوير تو آنجا روي ميز هست . تصوير تو اينجا روي قلب من نيز هست. اما تو کجايي؟ آنجا در پاريس افسونگر بر روي آن صحنه پر شکوه "شانزليزه" ميرقصي . اين را ميدانم و چنانست که گويي در اين سکوت شبانگاهي ? آهنگ قدمهايت را مي شنوم و در اين ظلمات زمستاني? برق ستارگان چشمانت را مي بينم. شنيده ام نقش تو در نمايش پر نور و پر شکوه نقش آن شاهدخت ايراني است که اسير خان تاتار شده است. شاهزاده خانم باش و برقص. ستاره باش و بدرخش .اما اگر قهقهه تحسين آميز تماشاگران و عطر مستي گلهايي که برايت فرستاده اند تو را فرصت هشياري داد? در گوشه اي بنشين ? نامه ام را بخوان و به صداي پدرت گوش فرا دار . من پدر تو هستم? ژرالدين من چارلي چاپلين هستم . وقتي بچه بودي? شبهاي دراز به بالينت نشستم و برايت قصه ها گفتم . قصه زيباي خفته در جنگل ?قصه اژدهاي بيدار در صحرا? خواب که به چشمان پيرم مي آمد? طعنه اش مي زدم و مي گفتمش برو . من در روياي دختر خفته ام . رويا مي ديدم ژرالدين? رويا....... روياي فرداي تو ، روياي امروز تو، دختري مي ديدم به روي صحنه? فرشته اي مي ديدم به روي آسمان? که مي رقصيد و مي شنيدم تماشاگران را که مي گفتند: " دختره را مي بيني؟ اين دختر همان دلقک پيره . اسمش يادته؟ چارلي " . آره من چارلي هستم . من دلقک پيري بيش نيستم. امروز نوبت تو است. برقص من با آن شلوار گشاد پاره پاره رقصيدم ? و تو در جامه حرير شاهزادگان مي رقصي . اين رقص ها ? و بيشتر از آن ? صداي کف زدنهاي تماشاگران ? گاه تو را به آسمان ها خواهد برد. برو . آنجا برو اما گاهي نيز بروي زمين بيا ? و زندگي مردمان را تماشا کن. زندگي آن رقاصگان دوره گرد کوچه هاي تاريک را ? که با شکم گرسنه ميرقصند و با پاهايي که از بينوايي مي لرزد . من يکي ازاينان بودم ژرالدين ? و در آن شبها ? در آن شبهاي افسانه اي کودکي هاي تو ، که تو با لالايي قصه هاي من ? به خواب ميرفتي? و من باز بيدار مي ماندم در چهره تو مي نگريستم، ضربانقلبت را مي شمردم، و از خود مي پرسيدم: چارلي آيا اين بچه گربه، هرگز تو را خواهد شناخت؟ ............. تو مرا نمي شناسي ژرالدين . در آن شبهايدور? بس قصه ها با تو گفتم ? اما قصه خود را هرگز نگفتم . اين داستاني شنيدني است‌: داستان آن دلقک گرسنه اي که در پست ترين محلات لندن آواز مي خواند و مي رقصيد و صدقه جمع مي کرد .اين داستان من است . من طعم گرسنگي را چشيده ام . من درد بي خانماني را چشيده ام . و از اينها بيشتر ? من رنج آن دلقک دوره گرد را که اقيانوسي از غرور در دلش موج مي زند ? اما سکه صدقه رهگذر خودخواهي آن را مي خشکاند ? احساس کرده ام. با اينهمه من زنده ام و از زندگان پيش از آنکه بميرند نبايد حرفي زد . داستان من به کار تو نمي آيد ? از تو حرف بزنيم . به دنبال تو نام من است:چاپلين . با همين نام چهل سال بيشتر مردم روي زمين را خنداندم و بيشتر از آنچه آنان خنديدند ? خود گريستم . ژرالدين در دنيايي که تو زندگي مي کني ? تنها رقص و موسيقي نيست . نيمه شب هنگامي که از سالن پر شکوه تأتر بيرون ميايي ? آنتحسين کنندگان ثروتمند را يکسره فراموش کن ? اما حال آن راننده تاکسي را که ترا به منزل مي رساند ? بپرس ? حال زنش را هم بپرس.... و اگر آبستن بود و پولي براي خريدن لباس بچه اش نداشت ? چک بکش و پنهاني توي جيب شوهرش بگذار . به نماينده خودم در بانک پاريس دستور داده ام ? فقط اين نوع خرجهاي تو را? بي چون و چرا قبول کند . اما براي خرجهاي ديگرت بايد صورتحساب بفرستي . گاه به گاه ? با اتوبوس ? با مترو شهر را بگرد . مردم را نگاه کن? و دست کم روزي يکبار با خود بگو :" من هم يکي از آنانهستم ." تو يکي از آنها هستي - دخترم ، نه بيشتر ،هنر پيش از آنکه دو بال دور پرواز به آدم بدهد ، اغلب دو پاي او را نيز مي شکند . و وقتي به آنجا رسيدي که يک لحظه ، خود را بر تر از تماشاگرانرقص خويش بداني ، همان لحظه صحنه را ترک کن ، و با اولين تاکسي خود را به حومه پاريس برسان . من آنجا را خوبمي شناسم ، از قرنها پيش آنجا ، گهواره بهاري کوليان بوده است . در آنجا ، رقاصه هايي مثل خودت را خواهي ديد . زيبا تر از تو ، چالاک تر از تو و مغرور تر از تو . آنجا از نور کور کننده ي نورافکن هاي تآتر " شانزليزه " خبري نيست . نور افکن رقاصگان کولي ، تنها نور ماه است نگاه کن ، خوب نگاه کن . آيا بهتر از تو نمي رقصند؟ اعتراف کن دخترم . هميشه کسي هست که بهتر از تو مي رقصد . هميشه کسي هست که بهتر از تو مي زند .و اين را بدان که درخانواده چارلي ، هرگز کسي آنقدر گستاخ نبوده است که به يک کالسکه ران يا يک گداي کنار رود سن ، ناسزايي بدهد . من خواهم مرد و تو خواهي زيست . اميد من آن است که هرگز در فقر زندگي نکني ، همراه اين نامه يک چک سفيد برايت مي فرستم .هر مبلغي که مي خواهي بنويس و بگير . اما هميشه وقتي دو فرانک خرج مي کني ، با خود بگو : " دومين سکه مالمن نيست . اين مال يک فرد گمنام باشد که امشب يک فرانک نياز دارد ." جستجويي لازم نيست . اين نيازمندان گمنام را ? اگر بخواهي ? همه جا خواهي يافت . اگر از پول و سکه با تو حرف مي زنم ? براي آن است که ازنيروي فريب و افسون اين بچه هاي شيطان خوب آگاهم? من زماني دراز در سيرک زيسته ام? و هميشه و هر لحظه? بخاطر بند بازاني که از روي ريسماني بس نازک راه مي روند? نگران بوده ام? اما اين حقيقت را با تو مي گويم دخترم : مردمان بر روي زمين استوار? بيشتر از بند بازان بر روي ريسمان نا استوار ? سقوط مي کنند . شايد که شبي درخشش گرانبهاترين الماس اين جهان تو را فريب دهد . آن شب? اين الماس ? ريسمان نا استوار تو خواهد بود ? و سقوط تو حتمي است . شايد روزي ? چهره زيباي شاهزاده اي تو را گول زند? آن روز تو بند بازي ناشي خواهي بود و بند بازان ناشي ? هميشه سقوطمي کنند . دل به زر و زيور نبند? زيرا بزرگترين الماس اين جهان آفتاب است و خوشبختانه ? اين الماس بر گردن همه مي درخشد ....... .......اما اگر روزي دل به آفتاب چهره مردي بستي ، با او يکدل باش ، به مادرت گفته ام در اين باره برايت نامه اي بنويسد . او عشق را بهتر از من مي شناسد. و او براي تعريف يکدلي ، شايسته تر از من است . کار تو بس دشوار است ، اين را مي دانم . به روي صحنه ، جز تکه اي حرير نازک ، چيزي بدن ترا نمي پوشاند . به خاطر هنر مي توان لخت و عريان به روي صحنه رفت و پوشيده تر و باکره تر بازگشت . اما هيچ چيز و هيچکس ديگر در اين جهان نيست که شايسته آن باشد که دختري ناخن پايش را به خاطر او عريان کند . برهنگي ، بيماري عصر ماست ، و من پيرمردم و شايد که حرفهاي خنده دار مي زنم . اما به گمان من ، تن عريان تو بايد مال کسي باشد که روح عريانش را دوست مي داري . بد نيست اگر انديشه تو در اين باره مال ده سال پيش باشد . مال دوران پوشيدگي . نترس ، اين ده سال ترا پير تر نخواهد کرد..... ¤ نوشته شده در ساعت 17:51 توسط BabuliXe R.A پيام هاي ديگران ( بايگاني شده ) جمعه، 8 اسفند، 1382 مي خوام براتون شعر بنويسم...يکي از شعر هاي شل سيلوراستاين: ¤ نوشته شده در ساعت 17:10 توسط BabuliXe R.A پيام هاي ديگران ( 6 نظر ) جمعه، 8 اسفند، 1382 سلام... من امروز شروع کردم به نوشتن...اما راستش نميدونم چي بنويسم!مسخرست نه؟! ميخوام وبلاگم رو با يک داستان شروع کنم..که اسمش هست بستني. پسر بچه اي وارد يک بستني فروش شد و پشت ميزي نشست .پيشخدمت يک ليوان آب بريش آورد. پسر بچه پرسيد:يک بستني ميوه اي چند است؟ پيشخدمت پاسخ داد ?? سنت. پسر بچه دستش را در جيبش برد و شروع به شمردن کرد.بعد پرسيد يک بستني ساده چند است؟ در همين حال تعدادي مشتري در انتظار ميز خالي بودند .پيشخدمت با عصبانيت پاسخ داد:??سنت. پسر سکه هايش را شمرد و گفت:لطفآ يک بستني ساده. پيشخدمت بستني را آورد و به دنبال کار خود رفت.پسر نيز پس از خوردن بستني پول آنرا به صندوق پرداخت و رفت. وقتي پيشخدمت بازگشت از آنچه ديد شوکه شد..آنجا کنار ظرف خالي ?سکه ? سنتي و ? سکه ? سنتي براي انعام پيشخدمت گذاشته شده بود. نظرتون چيه؟!لطفآ بر داشتتون رو براي من بنويسيد... فعلآ bye ¤ نوشته شده در ساعت 11:56 توسط BabuliXe R.A پيام هاي ديگران ( 2 نظر )سايتهاي ياهتياس پزشكي يكشزپ عن نع طريق و الكس سكلا قرعه هعرق كشي يشك بانك كناب ملي يلم اوضاع رسائل لئاسر حب بح شات تاش البيبسي اجمل لمجا رسائل لئاسر الجوال لاوجلا اخر رخا الاغاني يناغالا كيهان ناهيك ورزشي يشزرو موقع عقوم البيان نايبلا دردشة ةشدرد قلوب آزاد دازآ سازي يزاس خرمشهر بال شاحنات عربسات سازمان نامزاس مديريت تيريدم وبرنامه همانربو ريزي يزير كشور روشك دردشه هشدرد ياعمري يرمعاي اغاني يناغا ميحد دحيم حمد دمح ايران ناريا تاريخ خيرات تيدپآ كردن ندرك رارسأ لعبة ةبعل كيا الاغاني يناغالا اللبنانيه فؤاد داؤف المهندس ارسال لاسرا رسايل لياسر راعشا الحب بحلا بي يب بي يب سي يس فارسي مقال الجنس سنجلا الثالث البوم موبلا صور روص نانسي يسنان عجرم بوت طرب برط شزومآ هك كه كردن ندرك روص سيارات استخدام ةنايص الجوال ءاسنل عربيات تايبرع كتابخانه هناخباتك ي الالعاب باعلالا المسلية ليكو تويوتا اتويوت الجزيرة ةريزجلا الاخبارية ةيرابخالا ديوان ناويد الشعر رعشلا خصوصي سازي جالع مرض ضرم بوابة خلفيات تايفلخ متنوعة سايت تياس خبري برنامج جمانرب يشغل لغشي ألعاب باعلأ على ىلع الجنس قرب مقاله هلاقم مجلة ةلجم النيك كينلا عمل لمع صور روص متحركة نامه همان حضرت ترضح محمد دمحم شرح حرش عن شركت تكرش پارس و الكس كين في يف الطيز منتدي يدتنم ستار راتس تايمز زميات تاقاطب الاغاني بحث ثحب متكامل جمارب الجوال بطاقات تاقاطب شعرية جمارب ألعاب باعلأ فرق قرف الشيعة قيمت تميق بليط أسرار اصول لوصا مديريت شات تاش عربي عن نع مرض ضرم السكري يركسلا ليمحت العاب باعلا كاملة موقع عقوم الغريب بيرغلا برامج جمارب الجزيرة تچ كردن للالعاب نمايشگاه هاگشيامن بين نيب المللي يللملا كتاب باتك تهران تيم ميت ملي اب كير ريك ورة بنات تانب عربيات روص بنات تانب لبنان بطاقات تاقاطب صداقة موقع عقوم اغاني نغمات تامغن عربيه هيبرع النكاح حال لاح كردن ندرك با اب زب انا نكت تكن مضحكة ةكحضم قيمت تميق سيم يوسف إسلام ا محمد دمحم فؤاد داؤف غرائب اغاني يناغا نانسي يسنان عجرم كسورع سازي جمعيت تيعمج شناسي داستان ناتساد هاي ياه سكسي كي سايت شبكات ضرق الحسنه هنسحلا بانك كناب كشاورزي يزرواشك المعادن رياضيات رسومات تاموسر متحركة موقع عقوم المنتديات تايدتنملا شات تاش الذوق قوذلا نياف موقع عقوم رسالة ةلاسر ثحب عن نع تعريف منتديات تايدتنم النيك كينلا هناء عقوم صورة ةروص الصور برنامج جمانرب يشغل لغشي العاب باعلا رسم مقاله هلاقم تاريخ ياهسكع ورزشي آسيبهاي ياهبيسآ ورزشي نيك كين بنات با اب غروب افزار رازفا موبايل ليابوم نوكيا التعرف على سكسي يسكس فارسي فلاش مقاله هلاقم کامپيوتر رتويپماک نمايشگاه افضل لضفا موقع عقوم مواقع عقاوم الشركات سيارات تارايس الأجرة ةرجألا الشعر فى ىف النيك ريواصت سكسي اناشيد ديشانا التخرج صورة ةروص للفنانة ةنانفلل تعريف فيرعت الحوار راوحلا يسراف ساز زاس نوكيا صور روص سكس جنس سيارات تارايس جيب بيج تعبير معنى منتدى ىدتنم عيوني ينويع زب المغنيات رسائل لئاسر جوال لاوج نكت و تاريخ سكس البنات تانبلا نكت تكن على ىلع الماشي عامس اغنية خلاعي نكب تو وت موقع عقوم العاب تقصف فصقت الشعر نصري درست تسرد كردن صور روص بنات تانب عربيات تايبرع سكس رسائل لئاسر الى ىلا الجوال قناة ةانق النادي يدانلا مقاله هلاقم نويسي يسيون موقع عقوم سيارة شركت تكرش هواپيمايي يياميپاوه سامسونج نغمات تامغن إسلامية ةيمالسإ مع عم البنات تاريخ خيرات لبنان نع الاغاني شلات النفسية تدمير ريمدت الجوال دردشة ةشدرد القلوب نوكيا ايكون مدل لدم استماع عامتسا اناشيد صورة ةروص طيز موقع عقوم فناتق اغنية ةينغا ماجد دجام المهندس سدنهملا لفق كردن ندرك ويديف كليب بيلك اغاني العاب باعلا كمبيوتر رتويبمك داوكا المنتديات تايدتنملا المفتوحة مقاله هلاقم توسعه ملي يلم استعدادهاي ياهدادعتسا درخشان بطاقات تاقاطب غنائيه بهينه هنيهب سازي نابز فارسي يسراف كير ريك توكس سكوت تاريخ خيرات ميلادي شركت تكرش ملي يلم گاز زاگ براي يارب باز زاب كردن ةينغا ماجد دجام المهندس سدنهملا كون نوك پسر مواقع عقاوم الفضائيات استخدامي يمادختسا شركت تكرش نفت نكت تكن مصرية موقع عقوم سوكر ركوس محمد دمحم سليم ميلس منتديات تايدتنم سكسية ةيسكس تاريخ خيرات الامم عقوم القلعة ةعلقلا العربي لضفا الاغاني يناغالا منتدى ىدتنم نادي آموزش شزومآ نرم مرن كامل لماك عن فارسي يسراف بي يب سكس در رد منتديات تايدتنم قلعة ةعلق العرب برعلا ارسال لاسرا للجوال لاوجلل للبشرة روص النيك كينلا بحث ثحب متكامل لماكتم ايران ناريا ورزشي يشزرو اغاني يناغا خليجيه عقوم رعودي يدوعر تجارت منتدى ىدتنم القلعة سكس عربى ىبرع صورة ةروص خريطة كوچك كچوك كردن كون نوك نماز اوز تكرش صنعتي يتعنص بانك كناب جهاني تعريف فيرعت الايمان ناميالا الشعر رعشلا العربي يبرعلا الفصيح حيصفلا ديس محمد دمحم نيسح صنعتي يتعنص بحث ثحب عن نع العاب محمد دمحم عبده هدبع يف البنات تانبلا دردشة ةشدرد علي يلع بابا