Nedstat Basic - Free web site statistics

ب پست الكترونيک آرشيو خانه يكشنبه، 26 مرداد، 1382 افسانه شهر توآ در صحت و سقم شروع فعاليت کاراته و تکواندو وي که زير نظر چه استادي کار نموده است اطلاعات دقيق و روشني در دست نيست ولي اين دوره ها را مربيان انگليسي ، ژاپني ، کره اي و آمريکايي دردانشکده نظام آموزش مي دادند و آنچه مسلم است وي تا سال 1351 که به تنظيم کتاب « کاراته ذن کاراته » پرداخته است در کاراته گوجوريو دان 7 را داشته است و آنرا تحت نظر خود در يگان رزم تن به تن نيروي زميني آموزش مي داده است و در همان کتاب از کن فو و بعضا از کن فو کاراتو نام برده است . در آن زمان کاراته انحصاري در دست سازمان ويژه اي که آموزش فن کاراته را داشت و رياست عاليه آنرا ارتشبد فتح اله مين باشيان عهد دار بود ، اداره مي شد . از سال 1344 تا 1350 کمتر از فن کاراته به صورت عمومي استفاده مي شده است . ادامه دارد ... پيام‌هاى ديگران ( 8 ايده ) ¤ نوشته شده در ساعت 1:17 توسط اميد دبيري شنبه، 25 مرداد، 1382 آموزش گام به گام شنا ( ? ) بهترين سرگرمي مؤمن شنا کردن است . ( پيامبر اکرم (ص) ) به فرزندان خود شناکردن و تيراندازي بياموزيد. ( پيامبر اکرم ) ) تاريخچه شواهد باستان شناسي نشان مي دهند كه قدمت شنا و شنا كردن به 2500 سال قبل از ميلاد در تمدن مصر و بعد از آن در تمدن هاي آشور و يونان و روم باستان باز مي گردد. آنچه از گذشته آموزش شنا مي دانيم بر اساس يافته هايي است كه از « حروف تصويري » هيروگليف مصريان به دست آورده ايم. يوناني هاي باستان و رومي ها شنا را جزو برنامه هاي مهم آموزش نظامي خود قرار داده بودند ، و مانند الفبا يكي از مواد درسي در آموزش مردان بوده است. شنا در شرق به قرن اول قبل از ميلاد باز مي گردد. ژاپن جايي است كه شواهد و مداركي از مسابقات شنا در آن وجود دارد. در قرن هفدهم به دستور رسمي حكومتي شنا به صورت اجباري در مدارس تدريس مي شد . مسابقات سازمان يافته شنا در قرن 19 ميلادي قبل از ورود ژاپن به دنياي غرب شكل گرفت. از قرار معلوم مردم ساحل نشين اقيانوس آرام، به كودكان هنگامي كه به راه مي افتادند يا حتي پيش تر شنا مي آموختند. نشانه هايي از مسابقات گاه و بي گاه ميان مردم يونان باستان وجود دارد و همچنين يكي از بوكسورهاي معروف يونان شنا را به عنوان تمرين در برنامه ورزشي خود گنجانيده بود. رومي ها اولين استخرهاي شنا را بنا كردند و گفته مي شود كه در قرن اول پيش از ميلاد « گي يس مي سي ينس » اولين استخر آب گرم را ساخت. برخي عدم تمايل اروپائيان به شنا را در قرون وسطي ترس از گسترش و سرايت عفونت و بيماري هاي مسري مي دانند از طرفي شواهدي وجود دارد كه نشان مي دهد در سواحل بريتانياي كبير در اواخر قرن 17 ميلادي از شنا در آب به عنوان وسيله اي براي درمان استفاده مي شود. البته تا پيش از قرن نوزدهم شنا به عنوان تفريح و ورزش در ميان مردم جايگاهي پيدا نكرد. زماني كه نخستين سازمان شنا در سال 1837 تأسيس شد در پايتخت بريتانيا يعني لندن ، 6 استخر سر پوشيده وجود داشت كه مجهز به تخته شيرجه بودند. در سال 1846 اولين مسابقه شنا در مسافت 440 يارد در استراليا بر پا شد كه بعد از آن هر ساله نيز به اجرا در آمد. باشگاه شناي « متروپوليتين » لندن در سال 1869 تأسيس شد كه بعدها به انجمن شناي غير حرفه اي تغيير نام پيدا كردكه در واقع هيئت رئيسه شناي غير حرفه اي بريتانيا بود. فدراسيون هاي ملي شنا در چندين كشور اروپايي در سال 1882 تا 1889 شكل گرفتند. بخش اول : اصول نظري شنا شنا : شناي مسافت آموزش و تمرين براي نخستين بار برنامه هاي آموزشي شنا در قرن نوزدهم در بريتانياي كبير هم به منظور ورزش و هم در جهت گسترش نجات غريقي مورد استفاده قرار گرفتند. در ديگر نقاط اروپا نيز به تدريج از اين برنامه استفاده شد. در سال 1916 در كشور ايالات متحده آموزش شنا براي حرفه نجات غريقي تحت حمايت سازمان صليب سرخ آمريكا به اجرا در آمد. تمريناتي كه توسط شاخه هاي مختلف نيروهاي مسلح در طي جنگ هاي اول و دوم جهاني انجام گرفت ، در پيشرفت ورزش شنا تأثير به سزايي داشت. برپايي دوره هاي آموزش شنا كه تا حد آموزش به كودكان و خردسالان گسترش مي يافت توسط سازمان هاي اجتماعي،مدارس باز شد. تمرينات ابتدايي و ساده كه صرفاً در آن به شنا كردن تا حد ممكن تأكيد مي شد جاي خود را به تمرينات با فاصله و مكرر دادند. تمريني با فاصله متشكل از يك سري حركات شنا در مسافت هاي مساوي با وقت هاي استراحت برنامه ريزي شده . در تمرينات با فاصله آرام كه به منظور بالابردن ميزان استقامت شناگران است، زمان استراحت بيشتر از زمان شنا است. در تمرينات با فاصله سريع كه براي بالابردن سرعت شناگر مورد استفاده قرار مي گيرند به شناگر اجازه مي دهند كه بعد از شنا در زمان استراحت به وضعيت عادي تنفس و ضربان قلب خود باز گردد. پافشاري زياد بر برگزاري مسابقات بين المللي منجر به ساخته شدن استخرهاي 50 متري شد. ديگر امكاناتي كه باعث پيشرفت شنا هم در تمرين و هم در عرصه نمايش گرديدند شامل آب روهاي موج گير ، خطوط نشان دهنده است كه براي جلوگيري از بي نظمي در جريان مسابقه فراهم شد. از ديگر امكانات دوربين هاي جديد براي مطالعه و بررسي حركات در زير آب ، ساعت هاي بزرگ كه براي شناگران قابل مشاهده بودند و بالاخره ابزار الكتريكي زمان بندي است. بدين ترتيب از سال 1972 تمام ركوردها تا صدم ثانيه ثبت گرديده اند. Advertisement www.persianorbit.com Advertise Here .:وزن پرتقال فروش:. شنبه، 23 آبان، 1383 خون تازه *? تازگي را در رگهايم احساس مي کنم. آيا من باز گشته ام؟ دستهايم را به فراخي اين سرزمين ميبينم، و افکارم را روان چون زمان. حالا که چشمهايم نيمه باز هستند دستانم چنگ خواهند زد ، براي بودن ، براي بيشتر بودن، داشته هايم را اينجا جا گذاشته ام و حالا من ، يعني مالک آنها اينجا هستم. باز هم ميدان دنيا از آن من است، اما اين بار من بيش از گذسته ام. من تولد دوباره را حس مي کنم . ¤ نوشته شده در ساعت 8:58 توسط احسان پيام هاي ديگران ( 5 نظر ) پنجشنبه، 4 تير، 1383 نگاه با عشق به اين زندگي حقير... همانا ديدن دنيا از درون منشور رنگهاست. عشق را بياموز که به راستي همانند شيشه رنگي در پيشگاه چشم است. به دنبال عشق مباش چرا که عشق آموختني نيست ... جوششي است بي اختيار از عمق وجود. دوستشان بدار... شايد که روزي عاشق گردي. ¤ نوشته شده در ساعت 9:18 توسط احسان پيام هاي ديگران ( نظر بدين ) دوشنبه، 8 دى، 1382 بک راند *? ديدين بعضي افراد توي زندگي آدم مثل بك راند مي مونن ؟ منظورم اينه كه هميشه جلوي چشم ما هستند و ما اونا رو نمي بينيم ، باهاشون تعامل داريم اما زياد بهشون توجه نميكنيم . وقتي دوستان جديدي توي زندگي پيدا مي كنيم كمتر با اونها تعامل خواهيم داشت اما اونا مثل هميشه ، هستن و نسبت به ما ابراز محبت دارن ولي ما اونها رو نمي بينيم و بهشون توجهي نداريم، درست مثل وقتي كه چند پنجره روي دسكتاپ باز مي شود. دوستان مقطعي ما بعضي هاشون ممكنه از نظر ما بيفتن ولي افرادي كه بك راند هستن نمي ذارن ما تنها بودن رو حس كنيم ، ولي ما باز هم اونا رو درك نمي كنيم درست مثل وقتي كه چند پنجره از پنجره هاي مختلف دسكتاپ بسته مي شه و ما گوشه هايي از بك راند رو مي بينيم ، اما باز هم تمركزمان بر روي پنجره هاي باقي مانده است ، در تمام اين مدت عليرغم اينكه ما توجهي به اين افراد نداريم ، اين افراد از ما هيچ ناراحت نمي شوند و همواره به ما محبت مي كنند . بعضي از ما حتي تا آخر عمر هم آنها را نمي فهميم ، اما وقتي كه ناگهان با همه دوستان و علاقه هاي خود در زندگي قطع رابطه نموديم آنگاه است كه مي بينيم افراد بك راند در تمام اين مدت و اين روندي كه ما در بين هوسهاي روزمره خود داشته ايم در كنار ما بوده اند و همواره به ما محبت مي كرده اند و از ما ناراحت نمي شده اند و در آن زمان است كه اگر بك راند نباشد قطعاً تنهايي به ما فشار زيادي خواهد آورد . درست مثل وقتي كه تمام پنجره ها را مي بندي و تازه بر مي گردي روي بك راند. اما در اين حالت نيز ممكن است اين افراد شناخته نشوند. درست مثل وقتي كه شما روي بك راند باز مي گرديد و همه چيز برايتان عادي است. فردا صبح امتحان كنيد . بك راند خود را خالي كنيد ، تا شب بارها متوجه خواهيد شد كه چيز بزرگي از كامپيوتر شما حذف شده است . همينطور است در مورد افراد بك راند كه وقتي هستند نمي بينيم و وقتي نيستند مي بينيم. اين افراد معمولا جزو آخرين افرادي هستند كه از ما ناراحت ميشوند و از ما دور مي شوند ، درست مثل وقتي كه ويندوز ( يا هر سيستم عامل بصري ديگرتان را ) شات دان مي كنيد، بك راند تقريبا آخرين چيزي است كه مي رود . ايا مايليد بدانيد كه افراد بك راند اطراف شما چه كساني هستند؟ كساني كه براي شما نقطه باز گشت هستند ، كساني كه در پايان يك شكست شنونده صحبت هاي شما هستند، معمولا آرام هستند و با شما جدال نمي كنند، شنونده صحبت هاي شما هستند همان گونه كه شما حرف هايتان را به راحتي به آنها مي گوييد. وقتي سرحال هستيد معمولا با آنها نيستيد و وقتي ناراحت و تنها مي شويد به سراغ آنها مي رويد. آنچنان پر حرارت نيستند كه همواره و مكرر به شما ابراز علاقه كنند ، اما بدانيد كه شما را دوست دارند و براي شما از همگان بهترند. از اينكه شما به آنان ابراز علاقه نكنيد زياد ناراحت نمي شوند . آنها چيزي از شما نمي خواهند ، گرچه نسبت به شما الطاف فراواني ابراز مي دارند. به آنها توهين نكنيد ، اين كمترين كاري است كه مي توانيد براي آنها انجام دهيد. مادران بهترين نمونه اين افراد هستند، يك همسر خوب نيز مي تواند بك راند خوبي باشد، گر چه اين فرد در بين ساير دوستان نيز مي تواند يافت شود، افراد بك راند زندگي من تعدادشان شايد به عدد 2 هم نرسد. ¤ نوشته شده در ساعت 12:13 توسط احسان پيام هاي ديگران ( نظر بدين ) پنجشنبه، 24 مهر، 1382 بابا جون اين ? تا عکس که اين بالاست ، هيچ ربطي به من و کس و کارم نداره ! من همين جوري از توي گوگل پيداشون کردم! اين دفعه اگه يکي بپرسه ميزنم تو مخش ! آخه عقل هم خوب چيزيه بابا ! آخه اين يارو ها با اين قيافه هاي اسکلشون کجا مي خوره که با من نسبتي داشته باشن؟ من اصلاْ رفيق اينجوري هم ندارم. همين. ¤ نوشته شده در ساعت 18:19 توسط احسان پيام هاي ديگران ( نظر بدين ) سه شنبه، 22 مهر، 1382 پوزش بي سود * از اينکه مطلب قبلي را ماست مالانه ، تمام نمودم ، پوزش ، آخه هم حوصله نداشتم هم مطلب اصلي رو گم کردم هم کمبود وقت هم.... بسه ديگه! آقاجون خوشت نيومد نخون ! مجبور که نيستي که آخه!!! ¤ نوشته شده در ساعت 9:4 توسط احسان پيام هاي ديگران ( نظر بدين ) سه شنبه، 22 مهر، 1382 ادامه ازدواج... *? سئوال دوم : اصولاً ازدواج كنيم يا نه؟ والا راستش عرض كنم ، سخت ترين سئوالي كه در اين مطلب از خودم پرسيدم شايد همين سئوال باشد. دختران زيادي را مي شناسم كه با ازدواج زياد موافق نيستند ؛ يكي از اونها معتقده كه : ازدواج = اسارت => ازدواج نميكنيم تا آزاديمان از بين نرود ؛ گرچه همين دختر خانم زياد هم اهل عيش و عشرت نميباشد و منظور از آزادي را همان گرفتار تعصبات نشدن مي داند.(حق هم دارد ؛ گرچه با وضعيت كنوني جامعه مردان ما هم حق دارند !)ولي بطور كلي و عليرغم مطالب گفته شده اكثريت خانمها (حدود 70 تا 75 درصد ) در دل و بطور واقعي ( گذشته از صحبت هايشان )با ازدواج همسو و همساز هستند و مشكل چنداني با ازدواج ندارند. ولي بر عكس ايشان؛ حدود 85 تا 90 در صد آقايان مطلقاً فراري از ازدواج هستند و تمايلي به احياي اين سنت الهي ندارند. خوب...دلايل ايشان را من به نسبت دختر ها بهتر مي شناسم ؛ شايد دليل اصلي و اول انان مشكلات اقتصادي موجود باشد.دليل مهم ديگر اين است كه فكر مي كنند همسر باعث محدوديت آنها و جلوگيري از خوشگذراني آنها مي شود؛ كه به نظرم درست فكر مي كنند ( همانطور كه مي دانيم آقايان تنوع طلب هستند) بگذريم... به نظر من اگه يه دختر پولدار و خوشگل و با سواد كه عاشق شما هم باشد پيذا شد؛ درنگ نكنيد ؛ حتي اگر 15 ساله هستيد . همين توصيه را به دختر خانمها هم دارم.( اين حالت را حالت خاص گويند )در خارج از اين حالت به نظرم ازدواج كنيم بهتر است تا بطور كلي قيد ازدواج را بزنيم ؛ چرا كه لزوم داشتن يك همفكر و همدم در زندگي در دوره اي بسيار محسوس خواهد بود . و در صورت عدم وقوع اين واقعه ؛ به نظرم يك لذت و جهش بزرگ را در زندگي از دست خاهيد داد.( البته نه اينكه الكي ازدواج كنين!!! 2 سئوال بعدي را هم حتماً بخانيد) وقتي يك بار ازدواج كنيد مي فهميد كه ازدواج براي دفعه دوم نيز براي شما مناسب خواهد بود يا نه؟ اما به نظرم اگر ازدواج اول ازدواج خوبي باشد ؛ هيچ گاه واقعه اي مشابه ؛ نمي تواند جاي آن اولي را بگيرد ؛ درستش هم فكر ميكنم همينه! سئوال سوم: كي ( چه موقع ) ازدواج كنيم؟ سن ازدواج را اگر با دقت براي يك نفر بخاهيم تعيين كنيم بايد بگويم بهترين راه آن اين است كه خودش بفهمد و بگويد. يعني اينكه هر كسي موقع ازدواجش برسد خودش به خوبي متوجه خواهد شد! تنهايي و نياز به يك همدم ؛ احساس نياز و كمبوديك چيز خاص در زندگي ؛ احساس نياز به يك انسان ؛ وضح خواهد بود !( كم آوردم!!!نمي دونم اينجاش رو چه جوري بگم؟ )خلاصه اينكه خود يارو مي فهمه كه محتاج ازدواجه ؛ اما اگر كلي تر بخاهين ؛ من آنچه در بين اطرافيانم ميبينم ؛ براي خانمها حدود 23-24و براي آقايون ها حدود 26-27 است كه اين نياز رو حس مي كنن( البته اين اعداد و ارقام مستقيماً بستگي دارد به طبقه اجتماعي آن فرد ؛ ميزان تحصيلات؛ نوع فرهنگ ؛ درجه مايه داري و غيره. كه اگر با سن شما نمي خونه نياين بزنين تو گوش من !) سئوال چهارم: با كي ازدواج كنيم؟ جواب يك خطي :كسي كه بتونيم 24 ساعت كامل ؛ تمام بدي هاش رو تحمل كنيم. توضيح : جواب اين سئوال هم دقيقاً مثل سئوال قبلي است. خودتون مي فهمين كه كي براي ازدواج با شما مناسبه؟ اما چند چيز رو خوب مد نظر داشته باشين : نامزدي هم خوب چيزيه !از دوران نامزديتون نهايت ( سوء ) استفاده رو بكنين براي شناخت طرف مقابل........اگه با يك نگاه و يك لبخند و يك ساعت حرف زدن و احساس رضايت از طرف مقابل مي خاين باها ازدواج كنين مي تونين برن بميرين...چون اگه شما يك ساعته يك نفر رو لايق ازدواج مي بينين مطمئن باشين كه تا آخر عمرتون يك ميليارد تا از اين 1 ساعت ها خاهين داشت . اگر هم با يك ساعت يكي نظرش نسبت به ازدواج با شما جلب شد اونم مي تونه بره بميره؛ چون مطمئن باشين كساني هستن كه از يك ساعت شما خيلي وقتشون بيشتره اگر از چند خط بالايي چيزي نفهميدين اينو بخونين : با 1 ساعت ؛ 1 روز ؛ و حتي چند ماه نمي شه كسي رو براي ازدواج لايق دونست! ( مگر اينكه معيار شما چيزي خارج از استانداردها باشه !). زيبايي هم نمي تونه تنها دليل براي ازدواج باشه چون هم از شما زيبا تر هست ؛ و هم از اون زيبا تر . چيزيكه بعداً توي دوران زناشويي خودش رو نشون مي ده اخلاق خوبه ( و محبت طرفين نسبت به هم) از دوران نامزدي نهايت استفاده رو بكنين كه ببينين با اخلاق طرف مي تونين 50 سال تمام 24 ساعت در شبانه روز كنار بياين؟( اگه 50 سال بتونين ... خوب معلومه كه 30 سال رو شاخشه !!)تمام گوشه و كنج هاي همسر آيندتون رو بشناسيد و هيچ چيز رو نديده باقي نذارين ( منظورم از نظر اخلاقي است )@@@@ گرچه بسياري از دختران و پسران براي گذشتن خر شون از پل مربوطه ؛ تمام دوران نامزدي رو فيلم بازي مي كنن كه البته من براي اين قسمت از مسئله هيچ راه حلي ندارم؛؛؛ فقط به بازيگران عزيز توصيه ميكنم كه اگر يك زندگي خوب را در آينده انتظار داريد ؛ تمامي اخلاقتان را صادقانه نشان دهيد چون در غير اين صورت در آينده خانه براي شما يك جهندم خواهد شد اگر هم يك زندگي خوب را انتظار نداريد و هدفتان چيزي غير از آن است ( مثلاً پول )در اين صورت مي توان گفتبهترين روش را پيش گرفته ايد.( بد آموزي!!) 2 تا چيز ديگه باقي مي مونه 1-اينه كه خاهش مي كنم با كسي ازدواج كنيد كه از نظر فرهنگي و حدالامكان تحصيلات همخواني داشته باشيد ؛ يك همسر بايد قبل از همسر خوب بودن دوست خوبي باشد؛ و معمولاً دوستاني براي هم خوب عستند كه حرف هم را خوب مي فهمند 2- براي سكس ازدواج نكنيد ؛ همسر شما همراه شماست نه اسباب بازي شما(آره؟) اگر خيلي مشكل سكس دارين بياين من براتون حلش مي كنم يا اگر مي خاين خود كفا باشين؛؛؛ اگر پسربن :::يه لگن +يه كم پول ->4 راه پارك وي؛؛؛؛ و اگر دختر::::يه كم آرايش-> همون جا (يه توصيه هم براي تعداد كثيري از ذختر (بچه) هاكه فكر مي كنن از دواج خاله بازيه!!! : فرار از مسئوليت در ازدواج مقدور نمي باشد همانطور كه فرار از سكس در ازدواج مقدور نيست ؛ ارائه اين دو هم وظيفه است و هم ضامن بقاي زندگي زناشويي) نكته! *قبل از ازدواج سكس را تجربه كنيد ( به خصوص پسرها)***دوست دختر( يا دوست پسر ) داشتن رو تجربه كنيد در آخر هم براي اينكه عريظه خوالي نباشه از دولت محترم خواهشمندم كه خانه فساد را رسمي كند چرا كه بي خانمان ناچار است از آوارگي در كوچه هاي شهر و خانه مامن هر موجودي است هشدار *** جوانان ديگر قدرت تفكر صحيح ندارند ¤ نوشته شده در ساعت 9:1 توسط احسان پيام هاي ديگران ( نظر بدين ) چهارشنبه، 16 مهر، 1382 پوزش *??? از تمام ملت آزاده و شهيد پرور ايران اسلامي عزر مي خاهم که نمي توانم اين وبلاگ را به نحو شايسته و در خور کلاسم آپديت نمايم ... استدعا دارم اگر علاقه اي به خواندن مطالب جديد در اين وبلاگ داريد در جهت کمتر شدن مشکلات عديده اينجانب به درگاه باريتعالي خالصانه دعا فرماييد اگر هم علا قه اي به مورد فوق الذکر نداريد ، کون لغ شما و بنده ! ¤ نوشته شده در ساعت 12:49 توسط احسان پيام هاي ديگران ( نظر بدين ) چهارشنبه، 26 شهريور، 1382 ازدواج *? يك نقطه تكامل است براي انسان ، انسان با ازدواج نقاط كور خود را پر مي كند.يك همسر يك دوست مورد اعتماد كه آرامش ذهن را به ارمغان مي آورد.با ازدواج در واقع زندگي خود را به دو بخش تقسيم نموده ، بخش دوم آن را به همسر خود اهدا مي كنيد ، دقيقاً همان عملي كه همسر شما انجام ميدهد، بدين ترتيب هر دو يك شريك دايمي خواهيد داشت . ازدواج مثل مدرسه كه شما را مجبور كنند به آنجا برويد و در آخرهم ديپلم موفقيت بگيريد ، بلكه مانند جوشش يك شعر است از درون احساسات ، آنگاه كه بجوشد شما مي دانيد كه بايد آن را ثبت كنيد و هر چه منشا اين جوشش (يعني احساسات) پاكتر باشد قدرت آن بيشتر و گسستن آن مشكلتر خواهد بود. ازدواج يك هوس نيست كه پس از گذشت يك ماه يا يك سال پوچ به نظر برسد ، بلكه با گذشت زمان محكم تر مي شود.و .... فكر ميكنم بيان احساس ديگه بسه ! چند تا سئوال مهم به نظرم ميرسه كه سعي مي كنم تا اونجا كه منطق ضعيفم اجازه مي ده به اونها پاسخ منطقي بدم.( و مثل هميشه مطالعه بخشهاي منطقي براي دختر خانمها توصيه نمي شود ) 1- چه چيز عامل وقوع ازدواج است؟ ازدواج نيز همانند تمامي روابط موجود در دنيا يك معامله است... كه در ازدواج اين معامله بين يك زن و يك مرد( و البته گاهي دو خانواده ) است. كه مفاد و مواد مورد معامله آن اكثر اوقات مسايل معنوي و گاهي هم مادي مي باشد.در اكثر موارد دو مسئله اي كه در پي مي آيد مواد معامله هستند: 1- نياز جنسي و روحي مرد به زن 2- نياز روحي و مادي زن به مرد. ( ***ترتيب مواد مورد اهميت است*** ) از مفاد معامله هم فكر مي كنم مشهور ترينشان و فاداري باشد كه هر دو ملزم به رعايت هستند.... البته مفاد و مواد خيلي بيشتري نيز در اين معامله مورد نياز هر كدام از طرفين است اما درجه اهميت آنها كمتر است... مانند نياز زن به داشتن حامي و نياز مرد به حمايت كردن از زن و يا....... كه معمولاًدر طي اين معامله به عنوان لوازم جانبي و خدمات پس از فروش به ديگري عرضه مي گردد.و در خيلي از مواقع هيچ كدام از آنها متوجه اين مطلب نمي شود كه مشغول بر طرف كردن نياز طرف مقابل است...( مواردي كه بيان شد ، سعي شد استانداردهاي جهاني باشد ) روند و عوامل وقوع ازدواج را در داستان زير خلاصه كرده ام.///يك دختر و يك پسر با هم آشنا مي شوند.معمولاً شروع از پسر است ، پسر از زيبايي و جذابيت دختر خوشش مي آيد و مقدمه آشنايي را با يافتن يا ايجاد زمينه هاي مشترك فكري و برخورد خوب با دختر فراهم مي كند. ( با اينكه جذابيت ظاهري پسر در پذيرش از جانب دختر بي اثر نيست... اما تاثير چنداني نيز ندارد ، در حالي كه اين مورد براي پسران دقيقاً بر عكس است ) برخورد اول در ساخت ذهنيت دختران فوق العاده مهم است. اگر يك تصوير خوب در ذهن دختر ايجاد شود ، نصف رضايت دختر جلب شده لست. اما آنچه رضايت پسر را فراهم مي كند همانطور كه ارز شد ، زيبايي و جذابيت دختر است. يعني حتي قبل از اولين صحبت نيز پسر مي داند كه دختر را مي خواهد يا نه؟ گرچه اخلاقهاي خوب دختر در كامل شدن نظر پسر نسبت به ازدواج بي تاثير نيست. زمينه هاي مشترك فكري باعث پذيرش دوستي از جانب دختر مي گردد.زمان نيز مسئوليت ساخت خاطرات مشترك را براي دختر به عهده مي گيرد. غامل مهم ديگر محبت و وفاي پسر است كه رضايت دختر را بطور كامل جلب مي كند. و در آخر نيزدختر كه پسر را بخشي از زندگي خود مي داند درخواست ازدواج از جانب پسر را امري عادي و پذيرش آنرا امري بديهي مي شمارد.( البته اين يك حالت استانداردبراي يك پسر استانداردو يك دختر استانداردو هدف ، نمايش شروع آشنايي تا نقطه ازدواج است.اين داستان مي تواند جزييات و حتي كليات بسار متنوعي داشته باشد ولي عمومي ترين حالت ممكن بيان شد....اينم بگم كه اين باطن قضايا است و پوسته ظاهري آن متفاوت از اين است به خصوص در نظر خانها )|||| لازم به ذكر اينكه در جامعه ما اين روال استاندارد محسوب نمي شود و تفاوتهايي دارد.از جمله اينكه در برخورد اول دختران بسيار محافظه كارانه تر عمل مي كنند ( كه ناشي از فرهنگ ماست ) در نتيجه پسران ما كارشان بسيار سخت تر است ( ولي خوشبختانه از پسش بر مي آيند ) نكته ديگر اينكه در جامعه ما هر دو طرف ( به خصوص پسرها ) خرده شيشه بيشتري دارند...مثلاً اگر طرف را براي ازدواج هم نخواهند باز هم به خواستن تظاهر مي كنند. ( اين مي تونه دلايل مختلفي داشته با شه كه چون مربوط به بحث ما نيست به عهده خودتون ميذارم كه حدس بزنين )... ديگر اينكه در جامعه ما پذيرش ازدواج از جانب دختر بسيار راحت تر صورت مي پذيرد( كه مي تواند ناشي از فشارهاي جامعه وعدم آگاهي كافي باشد.) يعني در جامعه ما دوست شدن با يك دختر خيلي خيلي سخت تر از جلب رضايت اوست براي ازدواج است ( كه اين به نظر من خيلي بده ).( پس اي پسر ها نگران نباشيد كه دوستتون يه وقت پيشنهاد ازدواجتون رو رد كنه... چون من شما رو بيمه مي كنم. ) ديگه خسته شدم ، باقيش باشه واسه فردا.... ¤ نوشته شده در ساعت 3:36 توسط احسان پيام هاي ديگران ( نظر بدين ) چهارشنبه، 26 شهريور، 1382 توضيح مطلب دين نگاشته شد اما به نظرم رسيد كه كمي بحث برانگيز باشد و با توجه به يك طرفه بودن اين وبلاگ باعث ظلم در حق خوانندگان آن خواهد شد.لذا همين الان يك موضوع ديگه نوشتم و همين الان شروع مي كنم به تايپ و پابليش. رخصت. ¤ نوشته شده در ساعت 3:30 توسط احسان پيام هاي ديگران ( نظر بدين ) يكشنبه، 23 شهريور، 1382 قدر داني *? قدر داني ، سنگ سياهي در کف رود خانه زلال .... شکر نعمت. به چشم نمي آيد اما طرف مقابل شما را وادار به بذل و بخشش مجدد مي کند. من خودم افراد قدر دان را بسيار دوست دارم ، حتي مي پرستم. دوست عزيزم مرسي که به فکر من هستي اما در خود بودن شايد راهي براي فراموش کردن دردها باشد. و....... بابا اين ويروس جديد هم مسخره اش رو در آورده ، مجبوريم زندگيمون رو روي ?? پايه گذاري کنيمحالش رو هم نداريم که درستش کنيم.يه چيزي يه جايي خوندم که غيرتم به جوش اومد.با اينکه گرفتارم اما مطلب بعدي رو نهايتاْ تا ? روز ديگه مي نويسم. دين اميدوارم بدقول نشم ¤ نوشته شده در ساعت 2:49 توسط احسان پيام هاي ديگران ( نظر بدين ) سه شنبه، 28 مرداد، 1382 کدومش مهمه؟ *? بارها و بارها گفته ام ،فرياد زده ام ، نوشته ام ، ياد داده ام ، اصرار ورزيده ام... که دانستن مهم تر است. دانستن و مهره نبودن ،اگر نمي تواني رود باشي جويباري باش ، ضعيف باش اما بدان و مهره نباش ، تا هر جا که ميتواني ، مهم نيست که برنده اي يا بازنده ، مهم نيست که خواننده اي يا راننده ، مهم نيست که کارمندي يا رئيس ، مهم نيست که ظالمي يا مظلوم ، مهم اين است که بداني چه هستي و چه مي کني ؟ و تا انجا که ميتواني مهره نباشي و خودت براي خودت تصميم بگيري حتي اگر مجبوري دستوري را بپذيري ، بگذار اول از فيلتر تفکر تو ، و دانستن تو و تصميم گيري تو رد شود ، حتي اگر هيچکدام را نتوانستي عمل کني دست کم بدان که چه هستي و چه ميکني ، بدان کجا هستي و چه ارزشي داري، پست باش اما... بدان که پست هستي و خودت را دون مايه بشمار ، چه بسا که اين آگاهي تو را رشد خوهد داد . اما پيروز مندي که نداند کيست و چه گوهري دارد به حقيقت که به ذلت کشيده خواهد شد و در عين قدرت در منجلاب جهالت خود فرو خواهد رفت ، جاهل هرچه قدرتمند تر باشد سريعتر سقوط خواهد کرد ، همانند فيلي که بسيار سريعتر و راحت تر از يک پشه به درون يک باتلاق فرو مي رود ، جهالت امريست گريز ناپذير ، خاصه براي انسانِ مادي که گرفتار نيازهاي خويش است، اما آنچه من موکداً مي گويم اين است که تلاش کن تا تنها در يک نقطه از چنگ جهل رهايي يابي ، وآن اين است : چه هستي ، کجا هستي وراهت کدام است ، و... همه اين حرفها جميعاً بدين معنا نيست که دست از رشد و تعالي بردار ليکن منظور اين است که اولويت کدام است. حجت من بر شما خوانندکان مطلب امروز تمام است جز بر يک مورد که از جانب من هميشه آويزه گوشتان باشد: خوشبخت ترين انسان = معمولي ترين انسان ¤ نوشته شده در ساعت 21:1 توسط احسان پيام هاي ديگران ( نظر بدين ) دوشنبه، 6 مرداد، 1382 اولين مطلب جدي *? ميدونين ، به نظر من انسان يه سري مراحل توي زندگيش داره ، بعضي ها اين مراحل رو طي ميکنن بعضي نه ، بعضي هم فقط چند تاشو...اينهايي که الان ميگم اون مراحلي هستند که من بهشون اعتقاد دارم :اول انسان يک انسان خام است يا به عبارتي مرحله خامي... در اين مرحله فقط انسان است و ديگر هيچ... کارهايش از روي رعايت منافع است... سعي غريزي در پيشرفت داردو...يک انسان عادي که ممکن است روزانه صد ها بار امثالش را ببينيم.انسان هاي معمولي که هيچ خاصيت اجتماعي ويژه اي ندارند اغلب از اين دسته اند ، گرچه حتي در بين پرفسور ها و دانشمندان هم بسيار بسيار زيادند از اين گونه افراد ، بطور استاندارد مرحله خامي تا 30 سال طول ميکشد ، اما کم نيستند کساني که تا پايان عمر نيز خام باقي مي مانند کساني که تا پايان عمر خام باقي مي مانند شايد چيزي حدود 70% کل انسان ها را تشکيل دهند ،(بدون غرض عرض مي کنم!) خانمها معمولاً در اين مرحله ماندگاري بيشتري دارند.مرحله دوم مرحله عاقل شدن است ، انسان در اين مرحله داراي حس ادراک بالايي نسبت به امور منطقي مي گردد ، بطوري که درک بسياري از مسايل اگر داراي منطق ذاتي باشند برايش آسان ميگردد ، چنين فردي بسيار راحت و قوي فکر ميکند ، از مشکلات فرار نمي کند بلکه به طور منطقي با آنها برخورد بسيار مناسبي دارد و حتي در صورت شکست نيز آن را به سادگي مي پذيرد ، چنين افرادي نيز در جامعه مشهودند ، کساني که خوب صحبت مي کنند از نمونه هاي بارز اين افراد هستند ، مديران ، مشاوران و بازرگانان موفق را اکثراً ميتوان جزء نمونه هاي خوب اين دسته قرار داد(متاسفانه اغلب کلاهبردارن نيز از اين دسته اند) اين گونه افرا اصولاٌ دنيا را بر پايه استلالات منطقي مينگرند ، لازم به ذکر اين که خانمها يا اين مرحله در زندگيشان وجود ندارد يا بسيار ضعيف در مورد آن عمل مي کنند.مرحله بعدي مرحله ي ورود انسان به دنياي عاشق شدن است ، نمي دانم که آيا عقل به طور مستقيم انسان را به مرحله ي عشق ميرساند يا نه؟ ولي بدون طي آن مرحله ورود به اين قسمت ممکن نيست (يا هست و من نمي دانم!!!)اين قسمت با يک جرقه شروع مي شود و قسمت بسيار زيبايي است ، اينجاست که انسان طعم کوري را مي چشد ، اينجاست که ديگرخواه مي شود ، اينجاست که براي ديکري آن مي کند که براي خود نمي کند ، در اينجا ديگر هيچ عقل و منطقي وجود ندارد ، گاهي از کساني که در اين مرحله هستند اعمالي سر ميزند که حتي يک درصد هم توجيه منطقي ندارد و از نظر تمامي افراد جامعه مردود است(که دليل آن ساده است : کسي که مانند او فکر کند در جامعه نيست يا کم است !)چنين افرادي را ميتوان از احساس پاکشان تشخيص داد ، گاهي همه چيز را فداي يک شاخه خشک مي کنند ، آقايان اين چنيني در جامعه زياد نيستند ، اما خانمهاي اين چنيني را در حوالي خودتان به راحتي خوهيد يافت ، شايد بارز ترين آنان مادران ياشند ، و اما مرحله ي بعدي ...شايد بتوان گفت جذاب ترين مرحله ،،،، مرحله ي محو شدن (تا اونجا که من مي دونم نهايت عاشق بودن منجر به اين مرحله مي شه) که انسان دقيقاً حل مي شه ، فنا مي شه ، ديگه نيست ، اما همه جا هست ، همه چي هست ، درست مثل هوا که فناست اما همه جا هست ، انساني که محو بشه ديگه نيست ، يا شايد ديگه ((خودش)) نيست ، اين انسان هم ميتونه خام باشه هم عاقل هم عاشق ... تنها مرحله اي که ميتونه به عقب باز گشت داشته باشه همين مرحله است ، اين گونه انسان اگه بخواد ميتونه ديگه به هيچ چيز وابسته نباشه... حتي درد رو لمس نکنه و يا دقيقاً معکوس عمل کنه ، يعني درجه ي لمسش بسيار بالا تر از اون چيزي باشه که مي شه تصور کرد(با اين توصيفات فکر مي کنم يه کمي شبيه آدم هاي تو فيلما شد !!!) از اين جور انسان همه نوع اعمال عجيب غريب ممکنه سر بزنه يا اينکه يک انسان کا ملاً عادي باشه ، اما چيزي که فکر ميکنم درون همه اون ها عموميت داره جذابيت ذاتي اون هاست ، وقتي به اونا مي رسي همش دوست داري يه چيزي ازشون بپرسي ، مهم نيست چي مي پرسي يا اون چي جواب ميده ، مهم اينه که اون وقتي حرف ميزنه احساس مي کني جواب سوالهات رو يکي يکي داري مي گيري ( اگر بد توصيف ميکنم ببخشين اما فکر مي کنم که ديگه بهتر از اين نتونم ) فکر ميکنم که تعداد آقايان اين چنيني بيشتر باشه (اما نه خيلي)... به هر حال ممکنه حتي در تمام طول عمرتون يه دونه هم از اينا نبينين معمولاً افراد داراي سنين بالا داراي اين درجه اند ، بعد از اين مرحله ، والا من مرحله ديگه اي نمي شنا سم و نکته ديگه اين که اگه بعضي از اين مرحله ها به نظرتون شر و ور اومد زياد تعجب نکنييد ، اين ناشي ميشه از اينکه شما بايد اول با چشم خودتون ببينيد ، تا بتونين توصيفات رو درک کنين ، يا شايد هم ناشي مي شه از اينکه من اشتباه فکر ميکنم ، چيز ديگه اي که الان به نظرم اومد بگم اين است که اين متن رو من براي آقايون در نظر داشته ام ، اما به نظرم اگه جاي مرحله عشق و عقل رو عوض کنيد اون موقع واسه خانومها صادقه وووو يه نکته که به نظرم خيلي مهم مياد اينه که اين چند خطي رو که در بالا خوندين چون چند خط بيشتر نبود دليل نمي شه که خيلي آسون باشه پيمودن اين راه ! يا اينکه يک وقت فکر نکنين که ميتونين همين الان تشريف ببرين توي خيابون و 10 تا 10 تا عاقل يا عاشق ببينين ... در واقع اين چند خط رو که به اين سادگي خوندين مي تونه 90 سال زندگي پر از تلاش و رياضت رو شامل بشه ! (راستي رياضت و سختي خيلي توي پيشرفت در مراحل تاثير داره ! ضمن اينکه هر مرحله سختي هاي خاص خودش رو داره) شرايط جامعه و خواص ژني و ارثي هم تاثير به سزايي دارند،،،،،حدود 70% در مرحله اول مي مونن، حدود 25% مرحله دوم ، حدود 5 درصد هم مرحله سوم و اونها که به مر حله 4 مي رسن شايد بشه جزو استثنا حساب کرد.در مورد سنين مربوطه هم ميشه گفت : بسته به نوع شرايط ، مرحله دوم و سوم رو در بازه ي 15 تا 45 سالگي ميشه تجربه کرد ، ضمن اينکه گاهي اين دو به هم خيلي نزديکند ، يک خواهش اينکه هيچ وقت با يک نگاه و حتي سالها دوستي يا زندگي فکر نکنين که طرف مقابل رو کاملاً شناختين ،،،،نکته آخر اينکه ، اين موضوع نيز نسبي است و راجع به آن نمي شود مطلق صحبت نمود. ¤ نوشته شده در ساعت 17:9 توسط احسان پيام هاي ديگران ( نظر بدين ) يكشنبه، 29 تير، 1382 ما که نفهميديم... خوب باشيم يا بد؟ از نيم سالگي گفتن : وقتي يه پير مرد مياد تو اوتوبوس بلند شو واستا... يا وقتي خانوم پيره ميخاد رد شه ردش کن.... يا...يا...يا.... اما به جون نارينا تا وقتي خوب باشي و اعمال خوب خوب ازت سر بزنه هميشه يه جايي کارت گير ميکنه... اما اگه بد جنس باشي همه کارا خودش درست ميشه... فقط وقتي تونستم با خيال راحت يه چرت بخابم که جلاد صفت بودم... مس اينکه خدا آدم بدا رو بيشتر دوس داره! ¤ نوشته شده در ساعت 7:40 توسط احسان پيام هاي ديگران ( 1 نظر ) جمعه، 27 تير، 1382 اگه تصادف کردي عين منگول ها وا نستا يارو رو برسون بيمارستان ، به خصوص که يارو موتوري باشه و از پشت هم بهت زده باشه ... البته ميتونين مرام بذارين اما بايد تا ? ماه قيدِ کردن آپديتِ وبلاگ و بقيه موارد رو بزنين! ميل خودتونه... ¤ نوشته شده در ساعت 12:43 توسط احسان پيام هاي ديگران ( 1 نظر ) جمعه، 9 خرداد، 1382 لينک*? خاستم يه نصيحت بهتون کنم... ديدم جلوي اين خط هاي ژايين من هيچي نگم خيلي بهتره... اين رو نوشتم به بهانه چند تا لينک اما باز يه نصيحت هم ميکنم ، چون اگه نگم ميترکم! مهم نيست از کي باد ميگيري ، مهم اينه که ياد ميگيري، وقتي اين ارزش برات دروني شد اون موقع از موجودات بي جان هم ميتوني چيز ياد بگيري ، چه برسه به آدم زنده ها! يکي ديگه يکي ديگه قول ميدم واسه اينجا آخري باشه.... مهم نيست دوست دخترت‌ ( يا... پدرت ، مادر ، شوهر ، دوست پسر ، استاد ،....) روزي چند تا پسر ميبينه! مهم اينه که ... تو بهترين پسري باشي که اون مي بينه! ‌( اين جمله رو ميشه به همه کس و همه چيز تعميم داد ... در ضمن يه خورده هم از تعصبات بيجا جلوگيري ميکنه‌) -------------------------------------------------------------------------------- يه جا چند تا پازل توپ ديدم چون خوشم اومد ، گفتم بذارم اينجا(البته اگه سرورش بذاره دان لود شه !)در ضمن اينها هر کودوم(( ? مگ)) است ، از من ميشنوين با برنامه مخصوص دان لود اون رو دان لود کنيد.... مثل ... گوزيلا .... پازل يکم ! پازل دوم !! پازل سوم !!! ¤ نوشته شده در ساعت 0:28 توسط احسان پيام هاي ديگران ( 8 نظر ) جمعه، 9 خرداد، 1382 سيزده خط براي زندگي*? اين متن را بري کساني که به هر دليل دوست تو هستند بفرست ، حتي اگر آنها را هميشه نميبيني يا با آنها هميشه صحبت نمي کني... ولي به خاطر داشته باش: .:هر آنچه اتفاق مي افتد بنا به دليلي است:. ?- دوستت دارم نه به خاطر شخصيت تو بلکه به خاطر شخصيتي که من در هنگام با تو بودن ژيدا ميکنم. ?- هيچ کس لياقت اشکهاي تو را ندارد و کسي که چنين ارزشي دارد باعث اشک ريختن تو نمي شود. ?- اگر کسي تو را آن طور که ميخواهي دوست ندارد ، به اين معني نيست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد. ?- دوست واقعي کسي است که دستهاي تو را بگيرد ولي قلب تو را لمس کند. ?- بد ترين شکل دلتنگي براي کسي آن است که در کنار او باشي و بداني که هرگز به او نخواهي رسيد. ?- هرگز لبخند را ترک نکن، حتي وقتي ناراحتي، چون هر کس امکان دارد عاشق لبخند تو شود. ?- تو ممکن است در تمام دنيا فقط يک نفر باشي ، ولي براي بعضي افراد تمام دنيا هستي. ?- هرگز وقتت را با کسي که حاضر نيست وقتش را با تو بگذراند ، نگذران. ?- ؟ ??- به چيزي که گذشت غم نخور، به آنچه ژس از آن آمد لبخند بزن. ??- هميشه افرادي هستند که تو را مي آزارند ، با اين حال همواره به ديگران اعتماد کن و فقط مواظب باش که به کسي که تو را آزرده دوباره اعتماد نکني. ??- خود را به فرد بهتري تبديل کن و مطمئن باش که خود را مي شناسي قبل از آنکه شخص ديگري را بشناسي و انتظار داشته باشي او تو را بشناسد . ??- زياده از حد خود را تحت فشار نگذار ، بهترين چيزها در زماني اتفاق مي افتد که انتظارش را نداري. گابريل گارسيا مارکز -------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------- ¤ نوشته شده در ساعت 0:4 توسط احسان پيام هاي ديگران ( نظر بدين ) يكشنبه، 4 خرداد، 1382 جگر سوز *? عشق چه معني داره وقتي معشوقت رو( يا حتي عاشقت رو با يکي ديگه ببيني‌).... يا حتي بد تر ! وقتي در عرض چند روز يه نفر نظرت رو راجع به معشوقت تغيير بده !!! واقعاْ چندش آور نيست؟ ¤ نوشته شده در ساعت 16:29 توسط احسان پيام هاي ديگران ( 1 نظر ) يكشنبه، 4 خرداد، 1382 گريه بي سود *? باغباني ،قطره اي بر برگ گل*******ديد و گفت اين چهره جاي اشک نيست گفت من خنديده ام تا زاده ام******دوش بر خنديدنم بلبل گريست من همي خندم به رسم روزگار*****کاين چه ناهمواري و ناراستيست خنده ما را حکايت روشن است*****گريه بلب ندانستم ز چيست لحظه اي خوش بوده ايم و رفته ايم***آنکه عمر جاوداني داشت کيست؟ من اگر يک روزه تو صد ساله اي*****رفتني هستيم، گر يک يا دويست درس عبرت خواند از اوراق من******هر که سوي من به فکرت بنگريست خرمم با آنکه خارم همسر است*****آشنا شد با حوادث هر که زيست نيست گل را فرصت بيم و اميد******زانکه هست امروز و ديگر نيست شعر از : پروين آخ امشب رو هم فعلاً حاضري نوش جان کنيد تا يه کم حوصلم بياد تا از خودم بتايپم(!) ¤ نوشته شده در ساعت 15:53 توسط احسان پيام هاي ديگران ( نظر بدين ) يكشنبه، 4 خرداد، 1382 کلاغ سياه *? درخت چنار در اثر وزش باد پاييزي مي لرزيد و برگهاي آن يکي پس از ديگري چرخ زنان به ديار نيستي سرازير ميشدند. روي آخرين شاخه آن دو کلاغ سياه نشسته و با حرکت گهواره مانند درخت به چپ و راست ميرفتند. - عزيزم خزان و زمستان با وجود تمام محروميتها در کنار تو قابل تحمل و دلپذير است. درست است که در اين فصل ما را لانه و کاشانه اي نيست ولي قلب من آشيانه توست. باد به آرامي مي وزيد و کلاغ نر در گوش جفتش زمزمه ميکرد: آفتاب نيمروز در وسط آسمان زيبا نيست، زيبايي خورشيد موقعي است که زير ابر هاي مات سايه روشن انداخته يا در پس تپه هاي خاکي در کار غروب باشد...و تو...همان آفتاب ابر گرفته اي که خداوند براي تکميل زيبايي طبيعت آفريده است. عزيزم ديروز صداي روح پرورت را از مسافت دور شنيدم، نمي دانم تاکنون موجودي خلق شده است که به اين دلنوازي سخن بگويد و آرام سر در گوش او برده گفت: همه طبيعت و زيباييهاي آن به يک سو و تو سوي ديگر. کلاغ ماده با طنازي سر به زير افکنده و قطره روشن و شفافي روي منقارش ظاهر شد زيرا ديروز وقتي که تنها همينجا نشسته بود شنيد که صاحب خانه براي بد گويي از دختر همسايه او را به کلاغ سياه تشبيه کرده بود. ..... ت ??/?/???? نقل از کتاب : کلاغ سياه نوشته :‌ ابراهيم پور ¤ نوشته شده در ساعت 0:56 توسط احسان پيام هاي ديگران ( 2 نظر ) چهارشنبه، 31 اردىبهشت، 1382 کمک!!! *? کمک کنيد تا بهترين ها نصيب من شود... متشکرم کمک شما قابل تقدير بود!!! ميتوانيد نگاهي به بهترين بياندازيد...ولي توي دست خودم! ¤ نوشته شده در ساعت 10:54 توسطقصص صصق البنات الشعر رعشلا والادب بدالاو تركيب بيكرت منتدى ىدتنم على مدارس منتديات تايدتنم السيارات تارايسلا هنسحلا بانك كناب كشاورزي موقع عقوم العاب باعلا ميمصت مواقع العاب باعلا للتحميل خالد في كسها عكس سكع خوانندگان كلاسيك طرب برط اغاني يناغا تكرش ملي يلم گاز لعيد ويديف كليب بيلك اناشيد ديشانا استعداد دادعتسا هاي ياه شركت مخابرات


إضغط هنا للدخول

ب پست الكترونيک آرشيو خانه يكشنبه، 26 مرداد، 1382 افسانه شهر توآ در صحت و سقم شروع فعاليت کاراته و تکواندو وي که زير نظر چه استادي کار نموده است اطلاعات دقيق و روشني در دست نيست ولي اين دوره ها را مربيان انگليسي ، ژاپني ، کره اي و آمريکايي دردانشکده نظام آموزش مي دادند و آنچه مسلم است وي تا سال 1351 که به تنظيم کتاب « کاراته ذن کاراته » پرداخته است در کاراته گوجوريو دان 7 را داشته است و آنرا تحت نظر خود در يگان رزم تن به تن نيروي زميني آموزش مي داده است و در همان کتاب از کن فو و بعضا از کن فو کاراتو نام برده است . در آن زمان کاراته انحصاري در دست سازمان ويژه اي که آموزش فن کاراته را داشت و رياست عاليه آنرا ارتشبد فتح اله مين باشيان عهد دار بود ، اداره مي شد . از سال 1344 تا 1350 کمتر از فن کاراته به صورت عمومي استفاده مي شده است . ادامه دارد ... پيام‌هاى ديگران ( 8 ايده ) ¤ نوشته شده در ساعت 1:17 توسط اميد دبيري شنبه، 25 مرداد، 1382 آموزش گام به گام شنا ( ? ) بهترين سرگرمي مؤمن شنا کردن است . ( پيامبر اکرم (ص) ) به فرزندان خود شناکردن و تيراندازي بياموزيد. ( پيامبر اکرم ) ) تاريخچه شواهد باستان شناسي نشان مي دهند كه قدمت شنا و شنا كردن به 2500 سال قبل از ميلاد در تمدن مصر و بعد از آن در تمدن هاي آشور و يونان و روم باستان باز مي گردد. آنچه از گذشته آموزش شنا مي دانيم بر اساس يافته هايي است كه از « حروف تصويري » هيروگليف مصريان به دست آورده ايم. يوناني هاي باستان و رومي ها شنا را جزو برنامه هاي مهم آموزش نظامي خود قرار داده بودند ، و مانند الفبا يكي از مواد درسي در آموزش مردان بوده است. شنا در شرق به قرن اول قبل از ميلاد باز مي گردد. ژاپن جايي است كه شواهد و مداركي از مسابقات شنا در آن وجود دارد. در قرن هفدهم به دستور رسمي حكومتي شنا به صورت اجباري در مدارس تدريس مي شد . مسابقات سازمان يافته شنا در قرن 19 ميلادي قبل از ورود ژاپن به دنياي غرب شكل گرفت. از قرار معلوم مردم ساحل نشين اقيانوس آرام، به كودكان هنگامي كه به راه مي افتادند يا حتي پيش تر شنا مي آموختند. نشانه هايي از مسابقات گاه و بي گاه ميان مردم يونان باستان وجود دارد و همچنين يكي از بوكسورهاي معروف يونان شنا را به عنوان تمرين در برنامه ورزشي خود گنجانيده بود. رومي ها اولين استخرهاي شنا را بنا كردند و گفته مي شود كه در قرن اول پيش از ميلاد « گي يس مي سي ينس » اولين استخر آب گرم را ساخت. برخي عدم تمايل اروپائيان به شنا را در قرون وسطي ترس از گسترش و سرايت عفونت و بيماري هاي مسري مي دانند از طرفي شواهدي وجود دارد كه نشان مي دهد در سواحل بريتانياي كبير در اواخر قرن 17 ميلادي از شنا در آب به عنوان وسيله اي براي درمان استفاده مي شود. البته تا پيش از قرن نوزدهم شنا به عنوان تفريح و ورزش در ميان مردم جايگاهي پيدا نكرد. زماني كه نخستين سازمان شنا در سال 1837 تأسيس شد در پايتخت بريتانيا يعني لندن ، 6 استخر سر پوشيده وجود داشت كه مجهز به تخته شيرجه بودند. در سال 1846 اولين مسابقه شنا در مسافت 440 يارد در استراليا بر پا شد كه بعد از آن هر ساله نيز به اجرا در آمد. باشگاه شناي « متروپوليتين » لندن در سال 1869 تأسيس شد كه بعدها به انجمن شناي غير حرفه اي تغيير نام پيدا كردكه در واقع هيئت رئيسه شناي غير حرفه اي بريتانيا بود. فدراسيون هاي ملي شنا در چندين كشور اروپايي در سال 1882 تا 1889 شكل گرفتند. بخش اول : اصول نظري شنا شنا : شناي مسافت آموزش و تمرين براي نخستين بار برنامه هاي آموزشي شنا در قرن نوزدهم در بريتانياي كبير هم به منظور ورزش و هم در جهت گسترش نجات غريقي مورد استفاده قرار گرفتند. در ديگر نقاط اروپا نيز به تدريج از اين برنامه استفاده شد. در سال 1916 در كشور ايالات متحده آموزش شنا براي حرفه نجات غريقي تحت حمايت سازمان صليب سرخ آمريكا به اجرا در آمد. تمريناتي كه توسط شاخه هاي مختلف نيروهاي مسلح در طي جنگ هاي اول و دوم جهاني انجام گرفت ، در پيشرفت ورزش شنا تأثير به سزايي داشت. برپايي دوره هاي آموزش شنا كه تا حد آموزش به كودكان و خردسالان گسترش مي يافت توسط سازمان هاي اجتماعي،مدارس باز شد. تمرينات ابتدايي و ساده كه صرفاً در آن به شنا كردن تا حد ممكن تأكيد مي شد جاي خود را به تمرينات با فاصله و مكرر دادند. تمريني با فاصله متشكل از يك سري حركات شنا در مسافت هاي مساوي با وقت هاي استراحت برنامه ريزي شده . در تمرينات با فاصله آرام كه به منظور بالابردن ميزان استقامت شناگران است، زمان استراحت بيشتر از زمان شنا است. در تمرينات با فاصله سريع كه براي بالابردن سرعت شناگر مورد استفاده قرار مي گيرند به شناگر اجازه مي دهند كه بعد از شنا در زمان استراحت به وضعيت عادي تنفس و ضربان قلب خود باز گردد. پافشاري زياد بر برگزاري مسابقات بين المللي منجر به ساخته شدن استخرهاي 50 متري شد. ديگر امكاناتي كه باعث پيشرفت شنا هم در تمرين و هم در عرصه نمايش گرديدند شامل آب روهاي موج گير ، خطوط نشان دهنده است كه براي جلوگيري از بي نظمي در جريان مسابقه فراهم شد. از ديگر امكانات دوربين هاي جديد براي مطالعه و بررسي حركات در زير آب ، ساعت هاي بزرگ كه براي شناگران قابل مشاهده بودند و بالاخره ابزار الكتريكي زمان بندي است. بدين ترتيب از سال 1972 تمام ركوردها تا صدم ثانيه ثبت گرديده اند. Advertisement www.persianorbit.com Advertise Here .:وزن پرتقال فروش:. شنبه، 23 آبان، 1383 خون تازه *? تازگي را در رگهايم احساس مي کنم. آيا من باز گشته ام؟ دستهايم را به فراخي اين سرزمين ميبينم، و افکارم را روان چون زمان. حالا که چشمهايم نيمه باز هستند دستانم چنگ خواهند زد ، براي بودن ، براي بيشتر بودن، داشته هايم را اينجا جا گذاشته ام و حالا من ، يعني مالک آنها اينجا هستم. باز هم ميدان دنيا از آن من است، اما اين بار من بيش از گذسته ام. من تولد دوباره را حس مي کنم . ¤ نوشته شده در ساعت 8:58 توسط احسان پيام هاي ديگران ( 5 نظر ) پنجشنبه، 4 تير، 1383 نگاه با عشق به اين زندگي حقير... همانا ديدن دنيا از درون منشور رنگهاست. عشق را بياموز که به راستي همانند شيشه رنگي در پيشگاه چشم است. به دنبال عشق مباش چرا که عشق آموختني نيست ... جوششي است بي اختيار از عمق وجود. دوستشان بدار... شايد که روزي عاشق گردي. ¤ نوشته شده در ساعت 9:18 توسط احسان پيام هاي ديگران ( نظر بدين ) دوشنبه، 8 دى، 1382 بک راند *? ديدين بعضي افراد توي زندگي آدم مثل بك راند مي مونن ؟ منظورم اينه كه هميشه جلوي چشم ما هستند و ما اونا رو نمي بينيم ، باهاشون تعامل داريم اما زياد بهشون توجه نميكنيم . وقتي دوستان جديدي توي زندگي پيدا مي كنيم كمتر با اونها تعامل خواهيم داشت اما اونا مثل هميشه ، هستن و نسبت به ما ابراز محبت دارن ولي ما اونها رو نمي بينيم و بهشون توجهي نداريم، درست مثل وقتي كه چند پنجره روي دسكتاپ باز مي شود. دوستان مقطعي ما بعضي هاشون ممكنه از نظر ما بيفتن ولي افرادي كه بك راند هستن نمي ذارن ما تنها بودن رو حس كنيم ، ولي ما باز هم اونا رو درك نمي كنيم درست مثل وقتي كه چند پنجره از پنجره هاي مختلف دسكتاپ بسته مي شه و ما گوشه هايي از بك راند رو مي بينيم ، اما باز هم تمركزمان بر روي پنجره هاي باقي مانده است ، در تمام اين مدت عليرغم اينكه ما توجهي به اين افراد نداريم ، اين افراد از ما هيچ ناراحت نمي شوند و همواره به ما محبت مي كنند . بعضي از ما حتي تا آخر عمر هم آنها را نمي فهميم ، اما وقتي كه ناگهان با همه دوستان و علاقه هاي خود در زندگي قطع رابطه نموديم آنگاه است كه مي بينيم افراد بك راند در تمام اين مدت و اين روندي كه ما در بين هوسهاي روزمره خود داشته ايم در كنار ما بوده اند و همواره به ما محبت مي كرده اند و از ما ناراحت نمي شده اند و در آن زمان است كه اگر بك راند نباشد قطعاً تنهايي به ما فشار زيادي خواهد آورد . درست مثل وقتي كه تمام پنجره ها را مي بندي و تازه بر مي گردي روي بك راند. اما در اين حالت نيز ممكن است اين افراد شناخته نشوند. درست مثل وقتي كه شما روي بك راند باز مي گرديد و همه چيز برايتان عادي است. فردا صبح امتحان كنيد . بك راند خود را خالي كنيد ، تا شب بارها متوجه خواهيد شد كه چيز بزرگي از كامپيوتر شما حذف شده است . همينطور است در مورد افراد بك راند كه وقتي هستند نمي بينيم و وقتي نيستند مي بينيم. اين افراد معمولا جزو آخرين افرادي هستند كه از ما ناراحت ميشوند و از ما دور مي شوند ، درست مثل وقتي كه ويندوز ( يا هر سيستم عامل بصري ديگرتان را ) شات دان مي كنيد، بك راند تقريبا آخرين چيزي است كه مي رود . ايا مايليد بدانيد كه افراد بك راند اطراف شما چه كساني هستند؟ كساني كه براي شما نقطه باز گشت هستند ، كساني كه در پايان يك شكست شنونده صحبت هاي شما هستند، معمولا آرام هستند و با شما جدال نمي كنند، شنونده صحبت هاي شما هستند همان گونه كه شما حرف هايتان را به راحتي به آنها مي گوييد. وقتي سرحال هستيد معمولا با آنها نيستيد و وقتي ناراحت و تنها مي شويد به سراغ آنها مي رويد. آنچنان پر حرارت نيستند كه همواره و مكرر به شما ابراز علاقه كنند ، اما بدانيد كه شما را دوست دارند و براي شما از همگان بهترند. از اينكه شما به آنان ابراز علاقه نكنيد زياد ناراحت نمي شوند . آنها چيزي از شما نمي خواهند ، گرچه نسبت به شما الطاف فراواني ابراز مي دارند. به آنها توهين نكنيد ، اين كمترين كاري است كه مي توانيد براي آنها انجام دهيد. مادران بهترين نمونه اين افراد هستند، يك همسر خوب نيز مي تواند بك راند خوبي باشد، گر چه اين فرد در بين ساير دوستان نيز مي تواند يافت شود، افراد بك راند زندگي من تعدادشان شايد به عدد 2 هم نرسد. ¤ نوشته شده در ساعت 12:13 توسط احسان پيام هاي ديگران ( نظر بدين ) پنجشنبه، 24 مهر، 1382 بابا جون اين ? تا عکس که اين بالاست ، هيچ ربطي به من و کس و کارم نداره ! من همين جوري از توي گوگل پيداشون کردم! اين دفعه اگه يکي بپرسه ميزنم تو مخش ! آخه عقل هم خوب چيزيه بابا ! آخه اين يارو ها با اين قيافه هاي اسکلشون کجا مي خوره که با من نسبتي داشته باشن؟ من اصلاْ رفيق اينجوري هم ندارم. همين. ¤ نوشته شده در ساعت 18:19 توسط احسان پيام هاي ديگران ( نظر بدين ) سه شنبه، 22 مهر، 1382 پوزش بي سود * از اينکه مطلب قبلي را ماست مالانه ، تمام نمودم ، پوزش ، آخه هم حوصله نداشتم هم مطلب اصلي رو گم کردم هم کمبود وقت هم.... بسه ديگه! آقاجون خوشت نيومد نخون ! مجبور که نيستي که آخه!!! ¤ نوشته شده در ساعت 9:4 توسط احسان پيام هاي ديگران ( نظر بدين ) سه شنبه، 22 مهر، 1382 ادامه ازدواج... *? سئوال دوم : اصولاً ازدواج كنيم يا نه؟ والا راستش عرض كنم ، سخت ترين سئوالي كه در اين مطلب از خودم پرسيدم شايد همين سئوال باشد. دختران زيادي را مي شناسم كه با ازدواج زياد موافق نيستند ؛ يكي از اونها معتقده كه : ازدواج = اسارت => ازدواج نميكنيم تا آزاديمان از بين نرود ؛ گرچه همين دختر خانم زياد هم اهل عيش و عشرت نميباشد و منظور از آزادي را همان گرفتار تعصبات نشدن مي داند.(حق هم دارد ؛ گرچه با وضعيت كنوني جامعه مردان ما هم حق دارند !)ولي بطور كلي و عليرغم مطالب گفته شده اكثريت خانمها (حدود 70 تا 75 درصد ) در دل و بطور واقعي ( گذشته از صحبت هايشان )با ازدواج همسو و همساز هستند و مشكل چنداني با ازدواج ندارند. ولي بر عكس ايشان؛ حدود 85 تا 90 در صد آقايان مطلقاً فراري از ازدواج هستند و تمايلي به احياي اين سنت الهي ندارند. خوب...دلايل ايشان را من به نسبت دختر ها بهتر مي شناسم ؛ شايد دليل اصلي و اول انان مشكلات اقتصادي موجود باشد.دليل مهم ديگر اين است كه فكر مي كنند همسر باعث محدوديت آنها و جلوگيري از خوشگذراني آنها مي شود؛ كه به نظرم درست فكر مي كنند ( همانطور كه مي دانيم آقايان تنوع طلب هستند) بگذريم... به نظر من اگه يه دختر پولدار و خوشگل و با سواد كه عاشق شما هم باشد پيذا شد؛ درنگ نكنيد ؛ حتي اگر 15 ساله هستيد . همين توصيه را به دختر خانمها هم دارم.( اين حالت را حالت خاص گويند )در خارج از اين حالت به نظرم ازدواج كنيم بهتر است تا بطور كلي قيد ازدواج را بزنيم ؛ چرا كه لزوم داشتن يك همفكر و همدم در زندگي در دوره اي بسيار محسوس خواهد بود . و در صورت عدم وقوع اين واقعه ؛ به نظرم يك لذت و جهش بزرگ را در زندگي از دست خاهيد داد.( البته نه اينكه الكي ازدواج كنين!!! 2 سئوال بعدي را هم حتماً بخانيد) وقتي يك بار ازدواج كنيد مي فهميد كه ازدواج براي دفعه دوم نيز براي شما مناسب خواهد بود يا نه؟ اما به نظرم اگر ازدواج اول ازدواج خوبي باشد ؛ هيچ گاه واقعه اي مشابه ؛ نمي تواند جاي آن اولي را بگيرد ؛ درستش هم فكر ميكنم همينه! سئوال سوم: كي ( چه موقع ) ازدواج كنيم؟ سن ازدواج را اگر با دقت براي يك نفر بخاهيم تعيين كنيم بايد بگويم بهترين راه آن اين است كه خودش بفهمد و بگويد. يعني اينكه هر كسي موقع ازدواجش برسد خودش به خوبي متوجه خواهد شد! تنهايي و نياز به يك همدم ؛ احساس نياز و كمبوديك چيز خاص در زندگي ؛ احساس نياز به يك انسان ؛ وضح خواهد بود !( كم آوردم!!!نمي دونم اينجاش رو چه جوري بگم؟ )خلاصه اينكه خود يارو مي فهمه كه محتاج ازدواجه ؛ اما اگر كلي تر بخاهين ؛ من آنچه در بين اطرافيانم ميبينم ؛ براي خانمها حدود 23-24و براي آقايون ها حدود 26-27 است كه اين نياز رو حس مي كنن( البته اين اعداد و ارقام مستقيماً بستگي دارد به طبقه اجتماعي آن فرد ؛ ميزان تحصيلات؛ نوع فرهنگ ؛ درجه مايه داري و غيره. كه اگر با سن شما نمي خونه نياين بزنين تو گوش من !) سئوال چهارم: با كي ازدواج كنيم؟ جواب يك خطي :كسي كه بتونيم 24 ساعت كامل ؛ تمام بدي هاش رو تحمل كنيم. توضيح : جواب اين سئوال هم دقيقاً مثل سئوال قبلي است. خودتون مي فهمين كه كي براي ازدواج با شما مناسبه؟ اما چند چيز رو خوب مد نظر داشته باشين : نامزدي هم خوب چيزيه !از دوران نامزديتون نهايت ( سوء ) استفاده رو بكنين براي شناخت طرف مقابل........اگه با يك نگاه و يك لبخند و يك ساعت حرف زدن و احساس رضايت از طرف مقابل مي خاين باها ازدواج كنين مي تونين برن بميرين...چون اگه شما يك ساعته يك نفر رو لايق ازدواج مي بينين مطمئن باشين كه تا آخر عمرتون يك ميليارد تا از اين 1 ساعت ها خاهين داشت . اگر هم با يك ساعت يكي نظرش نسبت به ازدواج با شما جلب شد اونم مي تونه بره بميره؛ چون مطمئن باشين كساني هستن كه از يك ساعت شما خيلي وقتشون بيشتره اگر از چند خط بالايي چيزي نفهميدين اينو بخونين : با 1 ساعت ؛ 1 روز ؛ و حتي چند ماه نمي شه كسي رو براي ازدواج لايق دونست! ( مگر اينكه معيار شما چيزي خارج از استانداردها باشه !). زيبايي هم نمي تونه تنها دليل براي ازدواج باشه چون هم از شما زيبا تر هست ؛ و هم از اون زيبا تر . چيزيكه بعداً توي دوران زناشويي خودش رو نشون مي ده اخلاق خوبه ( و محبت طرفين نسبت به هم) از دوران نامزدي نهايت استفاده رو بكنين كه ببينين با اخلاق طرف مي تونين 50 سال تمام 24 ساعت در شبانه روز كنار بياين؟( اگه 50 سال بتونين ... خوب معلومه كه 30 سال رو شاخشه !!)تمام گوشه و كنج هاي همسر آيندتون رو بشناسيد و هيچ چيز رو نديده باقي نذارين ( منظورم از نظر اخلاقي است )@@@@ گرچه بسياري از دختران و پسران براي گذشتن خر شون از پل مربوطه ؛ تمام دوران نامزدي رو فيلم بازي مي كنن كه البته من براي اين قسمت از مسئله هيچ راه حلي ندارم؛؛؛ فقط به بازيگران عزيز توصيه ميكنم كه اگر يك زندگي خوب را در آينده انتظار داريد ؛ تمامي اخلاقتان را صادقانه نشان دهيد چون در غير اين صورت در آينده خانه براي شما يك جهندم خواهد شد اگر هم يك زندگي خوب را انتظار نداريد و هدفتان چيزي غير از آن است ( مثلاً پول )در اين صورت مي توان گفتبهترين روش را پيش گرفته ايد.( بد آموزي!!) 2 تا چيز ديگه باقي مي مونه 1-اينه كه خاهش مي كنم با كسي ازدواج كنيد كه از نظر فرهنگي و حدالامكان تحصيلات همخواني داشته باشيد ؛ يك همسر بايد قبل از همسر خوب بودن دوست خوبي باشد؛ و معمولاً دوستاني براي هم خوب عستند كه حرف هم را خوب مي فهمند 2- براي سكس ازدواج نكنيد ؛ همسر شما همراه شماست نه اسباب بازي شما(آره؟) اگر خيلي مشكل سكس دارين بياين من براتون حلش مي كنم يا اگر مي خاين خود كفا باشين؛؛؛ اگر پسربن :::يه لگن +يه كم پول ->4 راه پارك وي؛؛؛؛ و اگر دختر::::يه كم آرايش-> همون جا (يه توصيه هم براي تعداد كثيري از ذختر (بچه) هاكه فكر مي كنن از دواج خاله بازيه!!! : فرار از مسئوليت در ازدواج مقدور نمي باشد همانطور كه فرار از سكس در ازدواج مقدور نيست ؛ ارائه اين دو هم وظيفه است و هم ضامن بقاي زندگي زناشويي) نكته! *قبل از ازدواج سكس را تجربه كنيد ( به خصوص پسرها)***دوست دختر( يا دوست پسر ) داشتن رو تجربه كنيد در آخر هم براي اينكه عريظه خوالي نباشه از دولت محترم خواهشمندم كه خانه فساد را رسمي كند چرا كه بي خانمان ناچار است از آوارگي در كوچه هاي شهر و خانه مامن هر موجودي است هشدار *** جوانان ديگر قدرت تفكر صحيح ندارند ¤ نوشته شده در ساعت 9:1 توسط احسان پيام هاي ديگران ( نظر بدين ) چهارشنبه، 16 مهر، 1382 پوزش *??? از تمام ملت آزاده و شهيد پرور ايران اسلامي عزر مي خاهم که نمي توانم اين وبلاگ را به نحو شايسته و در خور کلاسم آپديت نمايم ... استدعا دارم اگر علاقه اي به خواندن مطالب جديد در اين وبلاگ داريد در جهت کمتر شدن مشکلات عديده اينجانب به درگاه باريتعالي خالصانه دعا فرماييد اگر هم علا قه اي به مورد فوق الذکر نداريد ، کون لغ شما و بنده ! ¤ نوشته شده در ساعت 12:49 توسط احسان پيام هاي ديگران ( نظر بدين ) چهارشنبه، 26 شهريور، 1382 ازدواج *? يك نقطه تكامل است براي انسان ، انسان با ازدواج نقاط كور خود را پر مي كند.يك همسر يك دوست مورد اعتماد كه آرامش ذهن را به ارمغان مي آورد.با ازدواج در واقع زندگي خود را به دو بخش تقسيم نموده ، بخش دوم آن را به همسر خود اهدا مي كنيد ، دقيقاً همان عملي كه همسر شما انجام ميدهد، بدين ترتيب هر دو يك شريك دايمي خواهيد داشت . ازدواج مثل مدرسه كه شما را مجبور كنند به آنجا برويد و در آخرهم ديپلم موفقيت بگيريد ، بلكه مانند جوشش يك شعر است از درون احساسات ، آنگاه كه بجوشد شما مي دانيد كه بايد آن را ثبت كنيد و هر چه منشا اين جوشش (يعني احساسات) پاكتر باشد قدرت آن بيشتر و گسستن آن مشكلتر خواهد بود. ازدواج يك هوس نيست كه پس از گذشت يك ماه يا يك سال پوچ به نظر برسد ، بلكه با گذشت زمان محكم تر مي شود.و .... فكر ميكنم بيان احساس ديگه بسه ! چند تا سئوال مهم به نظرم ميرسه كه سعي مي كنم تا اونجا كه منطق ضعيفم اجازه مي ده به اونها پاسخ منطقي بدم.( و مثل هميشه مطالعه بخشهاي منطقي براي دختر خانمها توصيه نمي شود ) 1- چه چيز عامل وقوع ازدواج است؟ ازدواج نيز همانند تمامي روابط موجود در دنيا يك معامله است... كه در ازدواج اين معامله بين يك زن و يك مرد( و البته گاهي دو خانواده ) است. كه مفاد و مواد مورد معامله آن اكثر اوقات مسايل معنوي و گاهي هم مادي مي باشد.در اكثر موارد دو مسئله اي كه در پي مي آيد مواد معامله هستند: 1- نياز جنسي و روحي مرد به زن 2- نياز روحي و مادي زن به مرد. ( ***ترتيب مواد مورد اهميت است*** ) از مفاد معامله هم فكر مي كنم مشهور ترينشان و فاداري باشد كه هر دو ملزم به رعايت هستند.... البته مفاد و مواد خيلي بيشتري نيز در اين معامله مورد نياز هر كدام از طرفين است اما درجه اهميت آنها كمتر است... مانند نياز زن به داشتن حامي و نياز مرد به حمايت كردن از زن و يا....... كه معمولاًدر طي اين معامله به عنوان لوازم جانبي و خدمات پس از فروش به ديگري عرضه مي گردد.و در خيلي از مواقع هيچ كدام از آنها متوجه اين مطلب نمي شود كه مشغول بر طرف كردن نياز طرف مقابل است...( مواردي كه بيان شد ، سعي شد استانداردهاي جهاني باشد ) روند و عوامل وقوع ازدواج را در داستان زير خلاصه كرده ام.///يك دختر و يك پسر با هم آشنا مي شوند.معمولاً شروع از پسر است ، پسر از زيبايي و جذابيت دختر خوشش مي آيد و مقدمه آشنايي را با يافتن يا ايجاد زمينه هاي مشترك فكري و برخورد خوب با دختر فراهم مي كند. ( با اينكه جذابيت ظاهري پسر در پذيرش از جانب دختر بي اثر نيست... اما تاثير چنداني نيز ندارد ، در حالي كه اين مورد براي پسران دقيقاً بر عكس است ) برخورد اول در ساخت ذهنيت دختران فوق العاده مهم است. اگر يك تصوير خوب در ذهن دختر ايجاد شود ، نصف رضايت دختر جلب شده لست. اما آنچه رضايت پسر را فراهم مي كند همانطور كه ارز شد ، زيبايي و جذابيت دختر است. يعني حتي قبل از اولين صحبت نيز پسر مي داند كه دختر را مي خواهد يا نه؟ گرچه اخلاقهاي خوب دختر در كامل شدن نظر پسر نسبت به ازدواج بي تاثير نيست. زمينه هاي مشترك فكري باعث پذيرش دوستي از جانب دختر مي گردد.زمان نيز مسئوليت ساخت خاطرات مشترك را براي دختر به عهده مي گيرد. غامل مهم ديگر محبت و وفاي پسر است كه رضايت دختر را بطور كامل جلب مي كند. و در آخر نيزدختر كه پسر را بخشي از زندگي خود مي داند درخواست ازدواج از جانب پسر را امري عادي و پذيرش آنرا امري بديهي مي شمارد.( البته اين يك حالت استانداردبراي يك پسر استانداردو يك دختر استانداردو هدف ، نمايش شروع آشنايي تا نقطه ازدواج است.اين داستان مي تواند جزييات و حتي كليات بسار متنوعي داشته باشد ولي عمومي ترين حالت ممكن بيان شد....اينم بگم كه اين باطن قضايا است و پوسته ظاهري آن متفاوت از اين است به خصوص در نظر خانها )|||| لازم به ذكر اينكه در جامعه ما اين روال استاندارد محسوب نمي شود و تفاوتهايي دارد.از جمله اينكه در برخورد اول دختران بسيار محافظه كارانه تر عمل مي كنند ( كه ناشي از فرهنگ ماست ) در نتيجه پسران ما كارشان بسيار سخت تر است ( ولي خوشبختانه از پسش بر مي آيند ) نكته ديگر اينكه در جامعه ما هر دو طرف ( به خصوص پسرها ) خرده شيشه بيشتري دارند...مثلاً اگر طرف را براي ازدواج هم نخواهند باز هم به خواستن تظاهر مي كنند. ( اين مي تونه دلايل مختلفي داشته با شه كه چون مربوط به بحث ما نيست به عهده خودتون ميذارم كه حدس بزنين )... ديگر اينكه در جامعه ما پذيرش ازدواج از جانب دختر بسيار راحت تر صورت مي پذيرد( كه مي تواند ناشي از فشارهاي جامعه وعدم آگاهي كافي باشد.) يعني در جامعه ما دوست شدن با يك دختر خيلي خيلي سخت تر از جلب رضايت اوست براي ازدواج است ( كه اين به نظر من خيلي بده ).( پس اي پسر ها نگران نباشيد كه دوستتون يه وقت پيشنهاد ازدواجتون رو رد كنه... چون من شما رو بيمه مي كنم. ) ديگه خسته شدم ، باقيش باشه واسه فردا.... ¤ نوشته شده در ساعت 3:36 توسط احسان پيام هاي ديگران ( نظر بدين ) چهارشنبه، 26 شهريور، 1382 توضيح مطلب دين نگاشته شد اما به نظرم رسيد كه كمي بحث برانگيز باشد و با توجه به يك طرفه بودن اين وبلاگ باعث ظلم در حق خوانندگان آن خواهد شد.لذا همين الان يك موضوع ديگه نوشتم و همين الان شروع مي كنم به تايپ و پابليش. رخصت. ¤ نوشته شده در ساعت 3:30 توسط احسان پيام هاي ديگران ( نظر بدين ) يكشنبه، 23 شهريور، 1382 قدر داني *? قدر داني ، سنگ سياهي در کف رود خانه زلال .... شکر نعمت. به چشم نمي آيد اما طرف مقابل شما را وادار به بذل و بخشش مجدد مي کند. من خودم افراد قدر دان را بسيار دوست دارم ، حتي مي پرستم. دوست عزيزم مرسي که به فکر من هستي اما در خود بودن شايد راهي براي فراموش کردن دردها باشد. و....... بابا اين ويروس جديد هم مسخره اش رو در آورده ، مجبوريم زندگيمون رو روي ?? پايه گذاري کنيمحالش رو هم نداريم که درستش کنيم.يه چيزي يه جايي خوندم که غيرتم به جوش اومد.با اينکه گرفتارم اما مطلب بعدي رو نهايتاْ تا ? روز ديگه مي نويسم. دين اميدوارم بدقول نشم ¤ نوشته شده در ساعت 2:49 توسط احسان پيام هاي ديگران ( نظر بدين ) سه شنبه، 28 مرداد، 1382 کدومش مهمه؟ *? بارها و بارها گفته ام ،فرياد زده ام ، نوشته ام ، ياد داده ام ، اصرار ورزيده ام... که دانستن مهم تر است. دانستن و مهره نبودن ،اگر نمي تواني رود باشي جويباري باش ، ضعيف باش اما بدان و مهره نباش ، تا هر جا که ميتواني ، مهم نيست که برنده اي يا بازنده ، مهم نيست که خواننده اي يا راننده ، مهم نيست که کارمندي يا رئيس ، مهم نيست که ظالمي يا مظلوم ، مهم اين است که بداني چه هستي و چه مي کني ؟ و تا انجا که ميتواني مهره نباشي و خودت براي خودت تصميم بگيري حتي اگر مجبوري دستوري را بپذيري ، بگذار اول از فيلتر تفکر تو ، و دانستن تو و تصميم گيري تو رد شود ، حتي اگر هيچکدام را نتوانستي عمل کني دست کم بدان که چه هستي و چه ميکني ، بدان کجا هستي و چه ارزشي داري، پست باش اما... بدان که پست هستي و خودت را دون مايه بشمار ، چه بسا که اين آگاهي تو را رشد خوهد داد . اما پيروز مندي که نداند کيست و چه گوهري دارد به حقيقت که به ذلت کشيده خواهد شد و در عين قدرت در منجلاب جهالت خود فرو خواهد رفت ، جاهل هرچه قدرتمند تر باشد سريعتر سقوط خواهد کرد ، همانند فيلي که بسيار سريعتر و راحت تر از يک پشه به درون يک باتلاق فرو مي رود ، جهالت امريست گريز ناپذير ، خاصه براي انسانِ مادي که گرفتار نيازهاي خويش است، اما آنچه من موکداً مي گويم اين است که تلاش کن تا تنها در يک نقطه از چنگ جهل رهايي يابي ، وآن اين است : چه هستي ، کجا هستي وراهت کدام است ، و... همه اين حرفها جميعاً بدين معنا نيست که دست از رشد و تعالي بردار ليکن منظور اين است که اولويت کدام است. حجت من بر شما خوانندکان مطلب امروز تمام است جز بر يک مورد که از جانب من هميشه آويزه گوشتان باشد: خوشبخت ترين انسان = معمولي ترين انسان ¤ نوشته شده در ساعت 21:1 توسط احسان پيام هاي ديگران ( نظر بدين ) دوشنبه، 6 مرداد، 1382 اولين مطلب جدي *? ميدونين ، به نظر من انسان يه سري مراحل توي زندگيش داره ، بعضي ها اين مراحل رو طي ميکنن بعضي نه ، بعضي هم فقط چند تاشو...اينهايي که الان ميگم اون مراحلي هستند که من بهشون اعتقاد دارم :اول انسان يک انسان خام است يا به عبارتي مرحله خامي... در اين مرحله فقط انسان است و ديگر هيچ... کارهايش از روي رعايت منافع است... سعي غريزي در پيشرفت داردو...يک انسان عادي که ممکن است روزانه صد ها بار امثالش را ببينيم.انسان هاي معمولي که هيچ خاصيت اجتماعي ويژه اي ندارند اغلب از اين دسته اند ، گرچه حتي در بين پرفسور ها و دانشمندان هم بسيار بسيار زيادند از اين گونه افراد ، بطور استاندارد مرحله خامي تا 30 سال طول ميکشد ، اما کم نيستند کساني که تا پايان عمر نيز خام باقي مي مانند کساني که تا پايان عمر خام باقي مي مانند شايد چيزي حدود 70% کل انسان ها را تشکيل دهند ،(بدون غرض عرض مي کنم!) خانمها معمولاً در اين مرحله ماندگاري بيشتري دارند.مرحله دوم مرحله عاقل شدن است ، انسان در اين مرحله داراي حس ادراک بالايي نسبت به امور منطقي مي گردد ، بطوري که درک بسياري از مسايل اگر داراي منطق ذاتي باشند برايش آسان ميگردد ، چنين فردي بسيار راحت و قوي فکر ميکند ، از مشکلات فرار نمي کند بلکه به طور منطقي با آنها برخورد بسيار مناسبي دارد و حتي در صورت شکست نيز آن را به سادگي مي پذيرد ، چنين افرادي نيز در جامعه مشهودند ، کساني که خوب صحبت مي کنند از نمونه هاي بارز اين افراد هستند ، مديران ، مشاوران و بازرگانان موفق را اکثراً ميتوان جزء نمونه هاي خوب اين دسته قرار داد(متاسفانه اغلب کلاهبردارن نيز از اين دسته اند) اين گونه افرا اصولاٌ دنيا را بر پايه استلالات منطقي مينگرند ، لازم به ذکر اين که خانمها يا اين مرحله در زندگيشان وجود ندارد يا بسيار ضعيف در مورد آن عمل مي کنند.مرحله بعدي مرحله ي ورود انسان به دنياي عاشق شدن است ، نمي دانم که آيا عقل به طور مستقيم انسان را به مرحله ي عشق ميرساند يا نه؟ ولي بدون طي آن مرحله ورود به اين قسمت ممکن نيست (يا هست و من نمي دانم!!!)اين قسمت با يک جرقه شروع مي شود و قسمت بسيار زيبايي است ، اينجاست که انسان طعم کوري را مي چشد ، اينجاست که ديگرخواه مي شود ، اينجاست که براي ديکري آن مي کند که براي خود نمي کند ، در اينجا ديگر هيچ عقل و منطقي وجود ندارد ، گاهي از کساني که در اين مرحله هستند اعمالي سر ميزند که حتي يک درصد هم توجيه منطقي ندارد و از نظر تمامي افراد جامعه مردود است(که دليل آن ساده است : کسي که مانند او فکر کند در جامعه نيست يا کم است !)چنين افرادي را ميتوان از احساس پاکشان تشخيص داد ، گاهي همه چيز را فداي يک شاخه خشک مي کنند ، آقايان اين چنيني در جامعه زياد نيستند ، اما خانمهاي اين چنيني را در حوالي خودتان به راحتي خوهيد يافت ، شايد بارز ترين آنان مادران ياشند ، و اما مرحله ي بعدي ...شايد بتوان گفت جذاب ترين مرحله ،،،، مرحله ي محو شدن (تا اونجا که من مي دونم نهايت عاشق بودن منجر به اين مرحله مي شه) که انسان دقيقاً حل مي شه ، فنا مي شه ، ديگه نيست ، اما همه جا هست ، همه چي هست ، درست مثل هوا که فناست اما همه جا هست ، انساني که محو بشه ديگه نيست ، يا شايد ديگه ((خودش)) نيست ، اين انسان هم ميتونه خام باشه هم عاقل هم عاشق ... تنها مرحله اي که ميتونه به عقب باز گشت داشته باشه همين مرحله است ، اين گونه انسان اگه بخواد ميتونه ديگه به هيچ چيز وابسته نباشه... حتي درد رو لمس نکنه و يا دقيقاً معکوس عمل کنه ، يعني درجه ي لمسش بسيار بالا تر از اون چيزي باشه که مي شه تصور کرد(با اين توصيفات فکر مي کنم يه کمي شبيه آدم هاي تو فيلما شد !!!) از اين جور انسان همه نوع اعمال عجيب غريب ممکنه سر بزنه يا اينکه يک انسان کا ملاً عادي باشه ، اما چيزي که فکر ميکنم درون همه اون ها عموميت داره جذابيت ذاتي اون هاست ، وقتي به اونا مي رسي همش دوست داري يه چيزي ازشون بپرسي ، مهم نيست چي مي پرسي يا اون چي جواب ميده ، مهم اينه که اون وقتي حرف ميزنه احساس مي کني جواب سوالهات رو يکي يکي داري مي گيري ( اگر بد توصيف ميکنم ببخشين اما فکر مي کنم که ديگه بهتر از اين نتونم ) فکر ميکنم که تعداد آقايان اين چنيني بيشتر باشه (اما نه خيلي)... به هر حال ممکنه حتي در تمام طول عمرتون يه دونه هم از اينا نبينين معمولاً افراد داراي سنين بالا داراي اين درجه اند ، بعد از اين مرحله ، والا من مرحله ديگه اي نمي شنا سم و نکته ديگه اين که اگه بعضي از اين مرحله ها به نظرتون شر و ور اومد زياد تعجب نکنييد ، اين ناشي ميشه از اينکه شما بايد اول با چشم خودتون ببينيد ، تا بتونين توصيفات رو درک کنين ، يا شايد هم ناشي مي شه از اينکه من اشتباه فکر ميکنم ، چيز ديگه اي که الان به نظرم اومد بگم اين است که اين متن رو من براي آقايون در نظر داشته ام ، اما به نظرم اگه جاي مرحله عشق و عقل رو عوض کنيد اون موقع واسه خانومها صادقه وووو يه نکته که به نظرم خيلي مهم مياد اينه که اين چند خطي رو که در بالا خوندين چون چند خط بيشتر نبود دليل نمي شه که خيلي آسون باشه پيمودن اين راه ! يا اينکه يک وقت فکر نکنين که ميتونين همين الان تشريف ببرين توي خيابون و 10 تا 10 تا عاقل يا عاشق ببينين ... در واقع اين چند خط رو که به اين سادگي خوندين مي تونه 90 سال زندگي پر از تلاش و رياضت رو شامل بشه ! (راستي رياضت و سختي خيلي توي پيشرفت در مراحل تاثير داره ! ضمن اينکه هر مرحله سختي هاي خاص خودش رو داره) شرايط جامعه و خواص ژني و ارثي هم تاثير به سزايي دارند،،،،،حدود 70% در مرحله اول مي مونن، حدود 25% مرحله دوم ، حدود 5 درصد هم مرحله سوم و اونها که به مر حله 4 مي رسن شايد بشه جزو استثنا حساب کرد.در مورد سنين مربوطه هم ميشه گفت : بسته به نوع شرايط ، مرحله دوم و سوم رو در بازه ي 15 تا 45 سالگي ميشه تجربه کرد ، ضمن اينکه گاهي اين دو به هم خيلي نزديکند ، يک خواهش اينکه هيچ وقت با يک نگاه و حتي سالها دوستي يا زندگي فکر نکنين که طرف مقابل رو کاملاً شناختين ،،،،نکته آخر اينکه ، اين موضوع نيز نسبي است و راجع به آن نمي شود مطلق صحبت نمود. ¤ نوشته شده در ساعت 17:9 توسط احسان پيام هاي ديگران ( نظر بدين ) يكشنبه، 29 تير، 1382 ما که نفهميديم... خوب باشيم يا بد؟ از نيم سالگي گفتن : وقتي يه پير مرد مياد تو اوتوبوس بلند شو واستا... يا وقتي خانوم پيره ميخاد رد شه ردش کن.... يا...يا...يا.... اما به جون نارينا تا وقتي خوب باشي و اعمال خوب خوب ازت سر بزنه هميشه يه جايي کارت گير ميکنه... اما اگه بد جنس باشي همه کارا خودش درست ميشه... فقط وقتي تونستم با خيال راحت يه چرت بخابم که جلاد صفت بودم... مس اينکه خدا آدم بدا رو بيشتر دوس داره! ¤ نوشته شده در ساعت 7:40 توسط احسان پيام هاي ديگران ( 1 نظر ) جمعه، 27 تير، 1382 اگه تصادف کردي عين منگول ها وا نستا يارو رو برسون بيمارستان ، به خصوص که يارو موتوري باشه و از پشت هم بهت زده باشه ... البته ميتونين مرام بذارين اما بايد تا ? ماه قيدِ کردن آپديتِ وبلاگ و بقيه موارد رو بزنين! ميل خودتونه... ¤ نوشته شده در ساعت 12:43 توسط احسان پيام هاي ديگران ( 1 نظر ) جمعه، 9 خرداد، 1382 لينک*? خاستم يه نصيحت بهتون کنم... ديدم جلوي اين خط هاي ژايين من هيچي نگم خيلي بهتره... اين رو نوشتم به بهانه چند تا لينک اما باز يه نصيحت هم ميکنم ، چون اگه نگم ميترکم! مهم نيست از کي باد ميگيري ، مهم اينه که ياد ميگيري، وقتي اين ارزش برات دروني شد اون موقع از موجودات بي جان هم ميتوني چيز ياد بگيري ، چه برسه به آدم زنده ها! يکي ديگه يکي ديگه قول ميدم واسه اينجا آخري باشه.... مهم نيست دوست دخترت‌ ( يا... پدرت ، مادر ، شوهر ، دوست پسر ، استاد ،....) روزي چند تا پسر ميبينه! مهم اينه که ... تو بهترين پسري باشي که اون مي بينه! ‌( اين جمله رو ميشه به همه کس و همه چيز تعميم داد ... در ضمن يه خورده هم از تعصبات بيجا جلوگيري ميکنه‌) -------------------------------------------------------------------------------- يه جا چند تا پازل توپ ديدم چون خوشم اومد ، گفتم بذارم اينجا(البته اگه سرورش بذاره دان لود شه !)در ضمن اينها هر کودوم(( ? مگ)) است ، از من ميشنوين با برنامه مخصوص دان لود اون رو دان لود کنيد.... مثل ... گوزيلا .... پازل يکم ! پازل دوم !! پازل سوم !!! ¤ نوشته شده در ساعت 0:28 توسط احسان پيام هاي ديگران ( 8 نظر ) جمعه، 9 خرداد، 1382 سيزده خط براي زندگي*? اين متن را بري کساني که به هر دليل دوست تو هستند بفرست ، حتي اگر آنها را هميشه نميبيني يا با آنها هميشه صحبت نمي کني... ولي به خاطر داشته باش: .:هر آنچه اتفاق مي افتد بنا به دليلي است:. ?- دوستت دارم نه به خاطر شخصيت تو بلکه به خاطر شخصيتي که من در هنگام با تو بودن ژيدا ميکنم. ?- هيچ کس لياقت اشکهاي تو را ندارد و کسي که چنين ارزشي دارد باعث اشک ريختن تو نمي شود. ?- اگر کسي تو را آن طور که ميخواهي دوست ندارد ، به اين معني نيست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد. ?- دوست واقعي کسي است که دستهاي تو را بگيرد ولي قلب تو را لمس کند. ?- بد ترين شکل دلتنگي براي کسي آن است که در کنار او باشي و بداني که هرگز به او نخواهي رسيد. ?- هرگز لبخند را ترک نکن، حتي وقتي ناراحتي، چون هر کس امکان دارد عاشق لبخند تو شود. ?- تو ممکن است در تمام دنيا فقط يک نفر باشي ، ولي براي بعضي افراد تمام دنيا هستي. ?- هرگز وقتت را با کسي که حاضر نيست وقتش را با تو بگذراند ، نگذران. ?- ؟ ??- به چيزي که گذشت غم نخور، به آنچه ژس از آن آمد لبخند بزن. ??- هميشه افرادي هستند که تو را مي آزارند ، با اين حال همواره به ديگران اعتماد کن و فقط مواظب باش که به کسي که تو را آزرده دوباره اعتماد نکني. ??- خود را به فرد بهتري تبديل کن و مطمئن باش که خود را مي شناسي قبل از آنکه شخص ديگري را بشناسي و انتظار داشته باشي او تو را بشناسد . ??- زياده از حد خود را تحت فشار نگذار ، بهترين چيزها در زماني اتفاق مي افتد که انتظارش را نداري. گابريل گارسيا مارکز -------------------------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------------------------- ¤ نوشته شده در ساعت 0:4 توسط احسان پيام هاي ديگران ( نظر بدين ) يكشنبه، 4 خرداد، 1382 جگر سوز *? عشق چه معني داره وقتي معشوقت رو( يا حتي عاشقت رو با يکي ديگه ببيني‌).... يا حتي بد تر ! وقتي در عرض چند روز يه نفر نظرت رو راجع به معشوقت تغيير بده !!! واقعاْ چندش آور نيست؟ ¤ نوشته شده در ساعت 16:29 توسط احسان پيام هاي ديگران ( 1 نظر ) يكشنبه، 4 خرداد، 1382 گريه بي سود *? باغباني ،قطره اي بر برگ گل*******ديد و گفت اين چهره جاي اشک نيست گفت من خنديده ام تا زاده ام******دوش بر خنديدنم بلبل گريست من همي خندم به رسم روزگار*****کاين چه ناهمواري و ناراستيست خنده ما را حکايت روشن است*****گريه بلب ندانستم ز چيست لحظه اي خوش بوده ايم و رفته ايم***آنکه عمر جاوداني داشت کيست؟ من اگر يک روزه تو صد ساله اي*****رفتني هستيم، گر يک يا دويست درس عبرت خواند از اوراق من******هر که سوي من به فکرت بنگريست خرمم با آنکه خارم همسر است*****آشنا شد با حوادث هر که زيست نيست گل را فرصت بيم و اميد******زانکه هست امروز و ديگر نيست شعر از : پروين آخ امشب رو هم فعلاً حاضري نوش جان کنيد تا يه کم حوصلم بياد تا از خودم بتايپم(!) ¤ نوشته شده در ساعت 15:53 توسط احسان پيام هاي ديگران ( نظر بدين ) يكشنبه، 4 خرداد، 1382 کلاغ سياه *? درخت چنار در اثر وزش باد پاييزي مي لرزيد و برگهاي آن يکي پس از ديگري چرخ زنان به ديار نيستي سرازير ميشدند. روي آخرين شاخه آن دو کلاغ سياه نشسته و با حرکت گهواره مانند درخت به چپ و راست ميرفتند. - عزيزم خزان و زمستان با وجود تمام محروميتها در کنار تو قابل تحمل و دلپذير است. درست است که در اين فصل ما را لانه و کاشانه اي نيست ولي قلب من آشيانه توست. باد به آرامي مي وزيد و کلاغ نر در گوش جفتش زمزمه ميکرد: آفتاب نيمروز در وسط آسمان زيبا نيست، زيبايي خورشيد موقعي است که زير ابر هاي مات سايه روشن انداخته يا در پس تپه هاي خاکي در کار غروب باشد...و تو...همان آفتاب ابر گرفته اي که خداوند براي تکميل زيبايي طبيعت آفريده است. عزيزم ديروز صداي روح پرورت را از مسافت دور شنيدم، نمي دانم تاکنون موجودي خلق شده است که به اين دلنوازي سخن بگويد و آرام سر در گوش او برده گفت: همه طبيعت و زيباييهاي آن به يک سو و تو سوي ديگر. کلاغ ماده با طنازي سر به زير افکنده و قطره روشن و شفافي روي منقارش ظاهر شد زيرا ديروز وقتي که تنها همينجا نشسته بود شنيد که صاحب خانه براي بد گويي از دختر همسايه او را به کلاغ سياه تشبيه کرده بود. ..... ت ??/?/???? نقل از کتاب : کلاغ سياه نوشته :‌ ابراهيم پور ¤ نوشته شده در ساعت 0:56 توسط احسان پيام هاي ديگران ( 2 نظر ) چهارشنبه، 31 اردىبهشت، 1382 کمک!!! *? کمک کنيد تا بهترين ها نصيب من شود... متشکرم کمک شما قابل تقدير بود!!! ميتوانيد نگاهي به بهترين بياندازيد...ولي توي دست خودم! ¤ نوشته شده در ساعت 10:54 توسطقصص صصق البنات الشعر رعشلا والادب بدالاو تركيب بيكرت منتدى ىدتنم على مدارس منتديات تايدتنم السيارات تارايسلا هنسحلا بانك كناب كشاورزي موقع عقوم العاب باعلا ميمصت مواقع العاب باعلا للتحميل خالد في كسها عكس سكع خوانندگان كلاسيك طرب برط اغاني يناغا تكرش ملي يلم گاز لعيد ويديف كليب بيلك اناشيد ديشانا استعداد دادعتسا هاي ياه شركت مخابرات ايران منتديات تايدتنم الهندسة فراخوان ناوخارف مقاله هلاقم العاب باعلا نوكيا ايكون رايغ سيارات تارايس تاقاطب القلوب بولقلا سايت تياس الفيصليه هتشر مديريت مواقع عقاوم الجامعات تاعماجلا سك كير قرعه هعرق كشي يشك بانك شبكه إسلاميه قرعه هعرق كشي يشك بانك كناب ملت تلم سازمان نامزاس نظام ماظن پزشكي يكشزپ شله مديريت تيريدم وبرنامه همانربو ريزي يزير سحل الطيز الشيخ قيمت تميق سكه هكس نا شات تاش اجنبى ىبنجا اغاني يناغا محمد دمحم اغنية ةينغا اه الشيعة ةعيشلا الامامية ةيمامالا داستان ناتساد هاي ياه سكسي يسكس أغاني يناغأ عربية بطاقات تاقاطب سيرين اكورد لتحميل ليمحتل الالعاب موقع عقوم صور السيارات تارايسلا اليابانية نكت تكن جنسية اسلامي يمالسا مقاله هلاقم الشاعر رعاشلا محمد أناشيد ديشانأ المنشد ماسنجر الشعرالعربي ابوعبدالملك صورة ةروص نوال افلام اناشيد ديشانا اسلامية ةيمالسا للاطفال اة بحث ثحب عن نع شبكات تاكبش تحميل ليمحت العاب طرب قصص صصق نياكة ةكاين موقع عقوم صح اجمل لمجا الاغاني دول تحميل ليمحت أغاني لعلاج جالعل مرض تعريف فيرعت الحاسوب از زا اينترنت عقوم قناة ةانق المجد دكتري ليزنت ألعاب سك زب بز طيز زيط أبي البرازيلي يليزاربلا رونالدو صوت توص و صورة ةروص حئاضف الشيعة شفروليه مرض ضرم الكوليرا اريلوكلا رسائل لئاسر من نم صور روص تحميل ليمحت نياكه موبيل فراعت فتيات تايتف ىدل البنات احدث ثدحا نغمات تامغن نوكيا نيك كين نيك كين الفنان نانفلا ايوب بويا ةروص نانسي يسنان عجرم مرجع اه مقاله هلاقم کامپيوتر سايت تياس تخصصي سايت تياس شركت تكرش انا منتدى ىدتنم الجنس ايدز ماقع ليبيا لاسرإ رسائل و كون نوك المختصر رصتخملا دولناد موزيك كيزوم ايراني لغشي العاب شبكة ةكبش سحاب المنتدى ىدتنملا الإسلامي يمالسإلا عام شات تاش وناسه فيزيك كيزيف سال الجزيرة ةريزجلا الرياضية مرض ضرم السحايا اياحسلا ددجا الاغاني يناغالا الرجال سايت تياس سكسي يسكس ايراني قصص صصق النيك كينلا رومنسيه بطاقات تاقاطب عبودي ناريا تاريخ خيرات ةنيدم الحب روص وافلام مالفاو جنس لفتيات تايتفل عربيات تايبرع هنر كشور يسكس ايراني يناريا نانسي يسنان عجرم مرجع سكسي الفنانه عيظه سايت تياس روزنامه دردشة ةشدرد قلبي اموزش شزوما اينترنت تعريف فيرعت انواع عاونا موقع عقوم قناه هانق الجزيره هريزجلا عكس سكع هاي تايفلخ سيارات تارايس درباره الفلك اناشيداسلامية برنامج جمانرب نوكيا عيون نويع الشعر رعشلا صورمن اناشيد ديشانا الاطفال اغنية ةينغا صغيرون بحث ثحب حول عن نع اليمن نميلا الجزيره هريزجلا مباشر رشابم قيمت تميق نوكيا ديفيد برنامج جمانرب يشغل لغشي العاب باعلا ارسال لاسرا رسائل لئاسر للجوال لاوجلل آموزش اينترنت جمانرب تعريف سيارات تارايس مستعملة ةلمعتسم للبيع عيبلل تانانف عارية سيارة ةرايس تويوتا اتويوت اميلات تاليما بنات تانب تاريخ خيرات الاتصالات كردن ندرك در رد سك كون نوك كير الاصدار دومين الإسلاميه موال الفنان نانفلا خالد تويوتا اتويوت رتويپماك چيست رابخا ايران ناريا خلفيات تايفلخ للشاشه مركز زكرم آموزش شزومآ گالري يرلاگ عكس أحدث ثدحأ قصات تاصق الشعر باسكال مشعلاني رومنسي طرب برط ليبيا شزوما سكس اناشيد ديشانا يا اي أغاني يناغأ فيديو ويديف كليب الردادي جالع سقوط طوقس الشعر رعشلا كارشناسي يسانشراك ارشد دشرا مديريت نسيج جيسن الرياضة عقوم الغريب صور روص هيفاء فوتوشوب أغاني يناغأ عربيه يناغا الفنان تحميل ليمحت الصور تصاميم روص ديكور روكيد برنامج جمانرب مشغل دليل ليلد الاغاني يناغالا قرعه هعرق كشي يشك بانك كناب ملي يلم هو وه مرض ضرم فضائح حئاضف الشيعة ةعيشلا برامج جمارب نوكيا ايكون أغاني يناغأ ماجد دجام المهندس صديقات اثير تحميل ليمحت افلام نقالة صور روص فتيات تايتف الشعر رعشلا الجاهلي قيمت تميق تمام مامت سيارات تارايس من نم تواشيح عقاوم بطاقات عقوم رونالدو ودلانور السيارات تارايسلا العالمية تعريف فيرعت الصناعة نغمات تامغن الجوال رارسأ لعبة ةبعل اغاني يناغا حسين نيسح عقوم بطاقات تاريخ خيرات معاصر رصاعم ايران در رد مديريت تيريدم صور روص عقوم اغاني يناغا پيدا اديپ كردن ندرك دوست بحث ثحب عن نع الصخور قصات تاصق الشعر ناتساد عكس سكع سكسي يسكس روان ناور شناسي رشته هتشر پزشكي تحويل الجديد ترانه هنارت فارسي سايت تياس نوكيا تعريف فيرعت مصطلح محمد دمحم اصفهاني يناهفصا نامتخاس سازي صورة ةروص نانسى ىسنان راه هار هاي بيج ادامه دارد